یادداشت‌ها

بیشتر

اعتماد (۳۹)؛ مزاری در میدان آتش

در یادداشت پیش، از سه ریشه‌ی پایداری غرب کابل سخن گفتیم: مزاری که ماند، مردمی که برای اولین بار احساس دیده‌شدن کردند و فرماندهانی که اسپانسرشان اعتماد مردم بود، نه…

اعتماد (۳۸) – غرب کابل؛ ناحیه‌ای که ایستاد

در یادداشت پیشین، از صادق سیاه، نصیر سوز و فرمانده شفیع یاد کردم؛ از انسان‌هایی که جوهر انسانی‌شان در پرتو نور مزاری آشکار شد. اما این انسان‌ها در خلأ زندگی…

اعتماد (۳۷) – سه تکه الماس: صادق، نصیر، شفیع

در یادداشت پیشین، از اسپانسرها سخن گفتم؛ از آن دست‌های پنهان و آشکاری که با دلار، اسلحه و ایدئولوژی، پشت احزاب و فرماندهان ایستاده بودند. از قدرت‌هایی که وابستگی را…