یادداشت‌ها

بیشتر

اعتماد (۴۱) – رسانه، روایت و صدای خاموش کابل

در یادداشت پیشین، از ساختاری گفتیم که بی‌اعتمادی را تولید می‌کرد؛ از احزابی که از هم بریده بودند و هر کدام در ناحیه‌ی خود زندگی می‌کردند. از منطق گلوله‌ای که…

اعتماد (۴۰): احزاب، بی‌اعتمادی و منطق گلوله

در یادداشت پیشین، مزاری را در میدان آتش دیدیم؛ انسانی که هم‌زمان در چند جبهه می‌ایستاد: با جنگ روبه‌رو بود، به آتش‌بس می‌اندیشید، با اسپانسرها دست‌وپنجه نرم می‌کرد، از حقوق…

اعتماد (۳۹)؛ مزاری در میدان آتش

در یادداشت پیش، از سه ریشه‌ی پایداری غرب کابل سخن گفتیم: مزاری که ماند، مردمی که برای اولین بار احساس دیده‌شدن کردند و فرماندهانی که اسپانسرشان اعتماد مردم بود، نه…