یادداشت‌ها

بیشتر

سرخوش؛ آواز خوش زندگی

سرطان مریضی مرگ و خاموشی است، بدخیم بی‌رحمی که از بسیاری‌ها جان گرفته است؛ اما داوود سرخوش با اراده‌ی قوی در برابر آن مبارزه کرد و این دشمن زندگی و…

سرحدی؛ فراتر از سرحد تاریخ و فرهنگ: «با دست‌های خودم بوداهای بامیان را نابود کردم»

وقتی طالبان در سال ۲۰۰۱ بوداهای بامیان را منفجر کردند، من پسر کوچکی بودم و حتا نمی‌دانستم بودا چیست و چه ارزشی دارد. فقط از قصه‌های فامیلی و از زبان…

اعتماد (۶۰ – قسمت سوم)- فریده: زمان در جریان است و روح من نیز

پیش از آنکه وارد این بخش از روایت «اعتماد» شوم، سؤالی را که بارها در جریان نوشتن این یادداشت از خودم پرسیده‌ام با شما در میان می‌گذارم: چرا از زندگی…