یادداشت‌ها

بیشتر

از سلطانی تا مروه: دو آیینه‌ در زمان، دو روایت از مبارزه

چشمان من دو پنجره‌ی شیشه‌ای دارد؛ یکی رو به دیروز، دیگری رو به فردا. در یک آیینه، صورت آفتاب‌سوخته‌ی جوانی از دره‌صوف می‌درخشد؛ شیخ سلطان سلطانی؛ جوانی که با تفنگ…

قصه‌ی شیخ علی‌اکبر نهضت؛ نجوایی از یک چاه خاموش، طنینی که هنوز در گوش تاریخ می‌پیچد!

وقتی حاجی سلطانی قصه‌ی شیخ علی‌اکبر نهضت را می‌گفت، حس کردم در برابر صحنه‌ای از یک فیلم وحشتناک ایستاده‌ام. فیلمی که بوی جنگ جهانی دوم می‌داد؛ با روایت‌هایی از هولوکاست،…

از پرونده‌های خاد…!

قصه‌های انجنیر واحد با نگاهی از درون دستگاه خاد به مناسبات قدرت در نظام سیاسی افغانستان قصه‌های انجنیر واحد، رئیس پیشین خاد ولایت غزنی، در سلسله‌ی روایت‌های شفاهی به پایان…