یادداشت‌ها

بیشتر

اعتماد (۱۵): مزاری؛ معمار کاریدور بدیل

در یادداشت قبلی، آن‌جا که از روزهای نخست شکل‌گیری حزب وحدت سخن می‌گفتم، به یکی از اصطلاحات امپاورمنتی نیز اشاره کردم: «کاریدور بدیل» یا «Alternative Pathway». در آن‌جا به اجمال…

اعتماد (۱۴)؛ گذشته را صلوات، آینده را احتیاط!

سال ۱۳۶۹، در صفحه‌ی خاطرات من، از دو منظرِ به‌ظاهر جدا، اما در باطن سخت به‌هم‌پیوسته، سالی تعیین‌کننده و آموزنده است: از یک‌سو، «مکتب» در تجربه‌ی شخصی‌ام به‌مثابه‌ی یک راه…

اعتماد (۱۳)؛ مکتب شهدای سراب

سال ۱۳۶۹، در امتداد تجربه‌های سال ۱۳۶۸، برای من و نیز برای جامعه‌ی هزاره در افغانستان، سال ورود به مرحله‌‌ای تازه از یک تحول بزرگ سیاسی و اجتماعی بود. در…