سرحدی؛ فراتر از سرحد تاریخ و فرهنگ: «با دست‌های خودم بوداهای بامیان را نابود کردم»

وقتی طالبان در سال ۲۰۰۱ بوداهای بامیان را منفجر کردند، من پسر کوچکی بودم و حتا نمی‌دانستم بودا چیست و چه ارزشی دارد. فقط از قصه‌های فامیلی و از زبان کسانی که بامیان و بودا را دیده بودند، درباره‌ی «بت… بیشتر

اعتماد (۶۰ – قسمت سوم)- فریده: زمان در جریان است و روح من نیز

پیش از آنکه وارد این بخش از روایت «اعتماد» شوم، سؤالی را که بارها در جریان نوشتن این یادداشت از خودم پرسیده‌ام با شما در میان می‌گذارم: چرا از زندگی خصوصی خانواده می‌نویسم؟ از زایمان بلقیس، از بیماری فریده، از… بیشتر

اعتماد (۶۰ – قسمت اول)- تولد فریده؛ مژده‌ی زندگی در لبه‌ی توفان

به آخرین یادداشت فصل دوم «اعتماد» رسیده‌ام. عنوان این فصل «آرامش قبل از توفان» است. عنوان یادداشتی که حالا می‌نویسم، «تولد فریده؛ مژده‌ی زندگی در لبه‌ی توفان». این یادداشت را در سه قسمت جداگانه، اما به‌هم‌پیوسته تنظیم کرده‌ام و برای… بیشتر