اعتماد (۴۵) – پیش‌زمینه‌های یک «حرف» در «داخل»

روز بیست‌ویکم ثور ۱۳۷۱، مزاری از مزار وارد کابل شد تا، چنان‌که وعده داده بود، «حرف» خود را در تریبون «داخل» بگوید. ما نیز در همان روزها در علوم اجتماعی بودیم؛ در همان ساختمانی که در یادداشت‌های پیشین، از ازدحام،… بیشتر

اعتماد (۴۴): علوم اجتماعی؛ نقطه‌ی ثقل میدان

فردای همان روزی که از غزنی برگشتم، دوباره به علوم اجتماعی رفتم. این بار قصدم آن بود که کار خود را عملاً شروع کنم. روز شنبه، نوزدهم ثور بود. نخستین کسی که در علوم اجتماعی دیدم، سید محمد سجادی بود؛… بیشتر

اعتماد (۴۳) – آمادگی ورود به میدان

در یادداشت پیشین، از هفتم و هشتم ثور به‌عنوان دو روی یک سکه سخن گفتم؛ از دو روزی که در ظاهر، یکی نشان کودتا بود و دیگری نشان پیروزی، اما در تجربه‌ی مردم، هر دو به «سرچپه‌شدن» بزرگ زندگی انجامیدند.… بیشتر

اعتماد (۴۲) – 7 و 8 ثور؛ «انقلاب یعنی سل‌چپه!»

زنده‌یاد قسیم اخگر، با طنزی تلخ و هوشمندانه، از صورت نوشتاری عددهای ۷ و ۸ استفاده می‌کرد و می‌گفت: «۷ را اگر سرچپه کنیم، ۸ می‌شود؛ و ۸ را اگر سرچپه کنیم، ۷ می‌شود.» این تعبیر ساده و طنزآلود، همیشه… بیشتر

اعتماد (۴۱) – رسانه، روایت و صدای خاموش کابل

در یادداشت پیشین، از ساختاری گفتیم که بی‌اعتمادی را تولید می‌کرد؛ از احزابی که از هم بریده بودند و هر کدام در ناحیه‌ی خود زندگی می‌کردند. از منطق گلوله‌ای که جای قانون، داوری و گفت‌وگو را گرفته بود و از… بیشتر