«زیر خیمه‌ها» در محاصره‌ی طالبان؛ هزاره‌ستیزی و اخاذی در بازار جبرییل

بازار نگین، معروف به «زیر خیمه‌ها» یا «شلوغ‌بازار»، برای مردم جبرییل هرات فقط مجموعه‌ای از دکان‌ها نیست؛ بخشی از زندگی روزمره‌ی آنان است. بازاری پررفت‌وآمدی که سال‌هاست مردم جبرییل و شهرک‌ها و روستاهای اطراف برای خرید و فروش به آن‌جا… بیشتر

 در قعر تاریکی؛ پدری که از آینده‌ی دخترانش می‌ترسد

برای یک پدر، آینده‌ی فرزندانش باید با مکتب، بازی، آموزش، کار، انتخاب و رویاهای کوچک و بزرگ گره خورده باشد؛ اما برای نصرالله، باشنده‌ی کابل، آینده بیشتر از آن‌که تصویر روشنی از زندگی فرزندانش باشد، یک پرسش بزرگ و نگران‌کننده… بیشتر

خاطره‌ی فرار؛ از بیابان‌های مرگبار هلمند تا مکتب‌های امیدبخش در آلمان

مبین و خانواده‌اش فعلا در آلمان زندگی می‌کنند. او و همسرش هفت فرزند دارند. آن‌ها از زندگی در آلمان راضی هستند و از این که فرزندان‌شان در آن‌جا به تمام امکان‌های زندگی دسترسی دارند و در چهار سال گذشته زبان… بیشتر

یک انتخاب ناگزیر؛ وقتی فقر خانواده‌ها را به مسیر قاچاقی و مرگبارِ ایران می‌کشاند

در یک روز گرم تابستانی، در پنجم اسد ۱۴۰۵، دو خانواده همراه سه نفر دیگر از نزدیکان خود، از هرات به سوی ایران حرکت کردند؛ سفری که برای آن‌ها نه یک انتخاب از میان چند گزینه، بلکه راهی برای فرار… بیشتر

«کاش نمی‌آمدم»؛ فرهاد یک سال پس از بازگشت، هنوز بی‌کار است

دقیق یک سال از بازگشت فرهاد از ایران می‌گذرد. او پارسال، در جریان اخراج اجباری مهاجران افغانستانی از ایران، به طور داوطلبانه به افغانستان برگشت؛ تصمیمی که تصور می‌کرد می‌تواند او را از بازداشت و اخراج اجباری نجات دهد؛ اما… بیشتر