میان کابل و تهران؛ وقتی پدر اخراج میشود و خانواده پشت مرز میماند
صبح زود، احمدعلی و همکارانش در کارخانهی تولید روغن در تهران از خواب برخاستند تا صبحانه آماده کنند و سپس دست به کار شوند که ناگهان سه مرد با لباس شخصی از دیوار کارخانه پریدند. احمدعلی میگوید با شوخی از…
بیشتر