انترنت و هوش مصنوعی؛ بدیلی برای صنف‌های مکتب و مراکز آموزشی

فرشته چگونه از انترنت و هوش مصنوعی برای یادگیری کار می‌گیرد؟

طالبان دروازه‌های مکتب، دانشگاه و مرکزهای آموزشی را به روی میلیون‌ها دختر افغانستان بستند؛ اما نتوانستند راه رسیدن دانش به درون کلبه‌ها را به طور کامل مسدود کنند. امروز، در اتاق‌های کوچک و خاموشی که بسیاری از دختران افغانستان سال‌هاست ناخواسته در آن زندگی می‌کنند، صنف‌های درسی تازه‌ای شکل گرفته‌اند؛ صنف‌هایی که نه تخته‌ی ‌سیاه دارند، نه نیمکت، نه زنگ مکتب و نه آموزگاری که هر روز در برابر دانش‌آموزان بایستد. در این صنف‌های تازه، یک تلفن همراه، چند جلد کتاب، یک دفترچه، یک قلم، اینترنت و هوش مصنوعی، جای بسیاری از امکان‌هایی را گرفته‌اند که روزگاری در مکتب و مرکزهای آموزشی وجود داشت.

فرشته یکی از همین دختران است. او هنگام بازگشت طالبان به قدرت، دانش‌آموز صنف دهم بود. مانند میلیون‌ها دختر دیگر، یک روز از رفتن به مکتب بازماند. تصور می‌کرد این محرومیت شاید چند هفته یا چند ماه بیشتر دوام نکند؛ اما هفته‌ها به ماه و ماه‌ها به سال تبدیل شد و دروازه‌های بسته‌ی مکتب و مرکزهای آموزشی، دیگر هرگز باز نشدند.

او نمی‌خواست تنها منتظر تغییر بماند. پس از بسته‌شدن مکتب، برای یادگیری زبان انگلیسی در یکی از مرکزهای آموزشی ثبت‌نام کرد. احساس می‌کرد اگر نتوانسته است درس مکتب را ادامه دهد، دست‌کم می‌تواند زبان بیاموزد و خود را برای آینده آماده نگه دارد؛ اما این امید نیز دوام چندانی نیاورد. حدود یک سال بعد، طالبان فعالیت آن مرکز آموزشی را نیز متوقف کردند و فرشته بار دیگر پشت درهای بسته ماند.

از همان روزها، خانه برای او تنها محل زندگی نبود؛ به کتابخانه، صنف درسی و مرکز آموزشی کوچکی تبدیل شد که آموزگار اصلی آن، اینترنت بود.

از آن روزها تا کنون، فرشته زبان انگلیسی را در خانه می‌خواند و برای تقویت درس‌های خود از اینترنت، هوش مصنوعی و دیگر ابزارهای آموزشی آنلاین استفاده می‌کند. به باور او، برای یادگیری زبان و بسیاری از مهارت‌های دیگر، امروز امکان‌های فراوانی وجود دارد و مرزکشی‌ها و محدودیت‌های طالبان دیگر نمی‌تواند مانند گذشته مانع یادگیری شود، به شرط آن‌که دختران و خانواده‌های آنان بدانند چگونه از این امکان‌ها استفاده کنند.

او می‌گوید، در این هیچ شکی نیست که محدودشدن دختران در میان چهاردیواری‌ها، دنیای آنان را بسیار تنگ و تاریک کرده است. امروز بسیاری از دختران افغانستان، فضایی در حد یک اتاق کوچک در اختیار دارند که گاهی حتا نفس‌کشیدن در آن دشوار به نظر می‌رسد؛ اما اگر دختری بتواند یک بسته‌ی اینترنت، یک دستگاه وای‌فای یا حتا یک تلفن هوشمند، چند جلد کتاب، یک دفترچه و یک قلم در اختیار داشته باشد، هنوز راهی برای ادامه‌ی یادگیری وجود دارد.

به باور فرشته، دیوارها می‌توانند مانع بیرون‌رفتن دختران شوند و نور خورشید را از خانه‌ها دور نگه دارند؛ اما نمی‌توانند مانع عبور سیگنال‌های اینترنت شوند.

او می‌گوید: «اینترنت به حدی قدرت دارد که از دیوارها عبور می‌کند و انسان را از داخل خانه به گوشه‌گوشه‌ی جهان وصل می‌کند. من از همین قدرت استفاده می‌کنم و در خانه درس می‌خوانم. وقتی همه‌چیز به روی دختران بسته شده است؛ از مکتب و مرکزهای آموزشی گرفته تا بسیاری از فعالیت‌های اجتماعی، اینترنت برای من یک غنیمت بزرگ و یک فرصت بی‌نظیر است.»

در افغانستان امروز، اینترنت دیگر فقط وسیله‌ای برای ارتباط یا سرگرمی نیست؛ برای هزاران دختر، آخرین پنجره‌ی باز به سوی آموزش است. چت‌جی‌پی‌تی و دیگر مدل‌های هوش مصنوعی، یوتیوب، پادکست‌های آموزشی، فرهنگ‌نامه‌های آنلاین و ده‌ها ابزار دیگر، هر کدام بخشی از نقش آموزگار، کتابخانه و صنف درسی را بر عهده گرفته‌اند.

فرشته برای یادگیری زبان انگلیسی، از ویدیوهای آموزشی یوتیوب، پادکست‌های زبان برای تقویت شنیدار و گفتار، و از چت‌جی‌پی‌تی و دیگر ابزارهای هوش مصنوعی برای پاسخ به پرسش‌های درسی، تمرین گرامر، اصلاح نوشته‌ها و یادگیری واژه‌های تازه استفاده می‌کند. او می‌گوید هرگاه در فهم یک متن، یک واژه یا یک قاعده‌ی دستوری با مشکل روبه‌رو شود، نخستین کسی که از او کمک می‌خواهد، هوش مصنوعی است: «هوش مصنوعی تقریبن به هر پرسشی پاسخ می‌دهد. ما خود استاد خود هستیم یا بهتر بگویم، در روزگاری زندگی می‌کنیم که برای بسیاری از بخش‌های یادگیری زبان، هوش مصنوعی می‌تواند نقش یک استاد کمکی را بازی کند. مهم، درک و استفاده‌ی درست از ابزارها است.»

به باور او، وقتی طالبان همه‌چیز را از دختران گرفته‌اند و حتا اجازه نمی‌دهند دختران با پول خود به مرکزهای آموزشی بروند و به طور حضوری درس بخوانند، این نهایت درماندگی و بی‌عدالتی است؛ اما تسلیم‌شدن در برابر این وضعیت، آینده‌ی دختران را بیش از هر چیز دیگری نابود خواهد کرد: «زندگی بیشتر از تصور ما دردناک و دشوار است؛ اما اگر نتوانیم با این وضعیت هوشمندانه کنار بیاییم، بیشتر ضرر می‌کنیم. باید درس بخوانیم. باید از اینترنت برای یادگیری زبان و مهارت‌های تخنیکی استفاده کنیم. اگر یک گوشی متصل به اینترنت را به چشم یک مرکز آموزشی ببینیم، خود ما سود می‌کنیم؛ اگر نه، طالبان به هدف خود می‌رسند؛ هدفی که در آن، محروم‌ماندن زنان و دختران از آموزش تعریف شده است.»

فرشته باور دارد که یکی از بزرگ‌ترین اشتباه‌ها، استفاده‌ی نادرست از اینترنت است. او می‌گوید بسیاری از دختران ساعت‌های زیادی را در شبکه‌های اجتماعی سپری می‌کنند، بی‌آن‌که چیزی به دانش و مهارت‌های‌شان افزوده شود.

به باور او، اگر دختران بدانند که در چه شرایطی زندگی می‌کنند، دیگر اینترنت را تنها برای دیدن ریلزها، ویدیوهای سرگرم‌کننده یا گشت‌وگذار در شبکه‌های اجتماعی مصرف نخواهند کرد. آن‌ها باید دفترچه و قلم را کنار تلفن همراه خود بگذارند، یادداشت بردارند، واژه‌های تازه را بنویسند، تمرین کنند، فایل‌های صوتی گوش بدهند و هر روز چیزهای تازه بیاموزند. در چنین شرایطی، یک تلفن همراه می‌تواند بیش از یک وسیله‌ی سرگرمی، نقش یک صنف درسی را بازی کند.

البته فرشته به خوبی می‌داند که همه‌ی دختران افغانستان به اینترنت و ابزارهای لازم دسترسی ندارند. بسیاری از روستاها و ولسوالی‌ها هنوز از ابتدایی‌ترین امکان‌های ارتباطی محروم‌اند و هزاران دختر نه تلفن هوشمند دارند و نه اینترنت و در بسیاری جاها آنتن تلفن سختی کار می‌کند. او می‌گوید محدودیت‌های جغرافیایی، اقتصادی و اجتماعی، در کنار محدودیت‌های طالبان، وضعیت را برای بسیاری از دختران پیچیده‌تر کرده است؛ اما در عین حال، هزاران خانواده نیز وجود دارند که توان خرید اینترنت را دارند و می‌توانند با اندکی تغییر در نگاه خود، فرصت آموزش را برای دختران‌شان فراهم کنند: «یک بسته‌ی نامحدود اینترنت برای وای‌فای، ماهانه حدود ۱۱۰۰ افغانی هزینه دارد. ما در خانه وای‌فای داریم و آن را با دوستان و هم‌صنفی‌هایم شریک می‌کنیم. روزانه چهار یا پنج دختر به خانه‌ی ما می‌آیند، یکی دو ساعت کنار هم درس می‌خوانیم و از اینترنت و هوش مصنوعی استفاده می‌کنیم. اگر یک وای‌فای بتواند به بیشتر از ده دختر کمک کند، چرا از این فرصت استفاده نکنیم؟»

فرشته باور دارد که خانواده‌ها نیز در این میان مسوولیت بزرگی دارند. به گفته‌ی او، اگر خانواده‌ای توان خرید اینترنت را دارد، باید دختران خود را تشویق کند که از این امکان برای یادگیری استفاده کنند، نه فقط برای سرگرمی. او می‌گوید بسیاری از هزینه‌هایی که امروز بی‌هدف مصرف می‌شود، اگر صرف آموزش و اینترنت شود، می‌تواند آینده‌ی یک دختر را تغییر دهد.

هدف فرشته تنها یادگیری زبان انگلیسی نیست. او می‌خواهد به اندازه‌ای پیش برود که بتواند در آزمون‌های بین‌المللی مانند آیلتس و تافل شرکت کند و روزی دوباره مسیر تحصیل دانشگاهی خود را از سر بگیرد.

داستان فرشته، فقط داستان یک دختر نیست. داستان نسلی است که از مکتب محروم شده است؛ اما هنوز تصمیم نگرفته است از یادگیری دست بکشد. شاید اینترنت نتواند جای مکتب را به طور کامل بگیرد و هیچ ابزار هوش مصنوعی نتواند جای معلم، صنف و فضای واقعی آموزش را پر کند؛ اما در افغانستان امروز، جایی که میلیون‌ها دختر از ابتدایی‌ترین حق آموزش محروم‌اند، همین اینترنت می‌تواند آخرین سنگر مبارزه برای  آموزش و پخش آگاهی در درون چهاردیواری‌ها باشد.

طالبان ساختمان‌های مکتب را بسته‌اند؛ اما تا زمانی که دختری با یک دفترچه، یک قلم، یک تلفن همراه و اندکی اینترنت، هر روز چیزی تازه یاد می‌گیرد، پروژه‌ی حذف کامل زنان از آموزش به نتیجه‌ی نهایی نخواهد رسید. شاید امروز مهم‌ترین مبارزه‌ی بسیاری از دختران افغانستان، نه در خیابان‌ها، بلکه پشت صفحه‌ی کوچک تلفن‌های همراه‌شان جریان داشته باشد؛ جایی که اینترنت، آخرین پنجره‌ی آنان به جهان و هوش مصنوعی، به آموزگاری تبدیل شده است که نه دروازه‌ی صنفش بسته می‌شود و نه کسی می‌تواند او را از آموزش دختران منع کند. در این‌جا فقط درک مناسب از وضعیت و نگرش خانواده‌ها و دختران نسبت به سرنوشت و آینده‌ی شان مهم است.

دیدگاه‌ها (0)

ارسال دیدگاه

10000