هیچ‌چیزی باارزش‌تر از خودت نیست، دختر!

می‌دانید، همه‌ی ما انسان‌ها تا زمانی که از طرف یک عامل بیرونی آسیب نبینیم، قدر و ارزش واقعیِ خود را نمی‌دانیم. بعد از آن آسیب‌دیدگی است که یاد می‌گیریم محتاط‌‌تر از قبل عمل کنیم؛ اما شاید هیچ‌وقت به‌درستی درک نکنیم که چگونه باید از خود در برابر این عوامل محافظت کنیم و راه نجات‌ ما چه خواهد بود.

همه‌ی ما در زندگی با صحنه‌هایی روبرو می‌‌شویم که مجبور می‌شویم برای نجات از آن وضعیت دست به هر کاری بزنیم، بدون آنکه به نتیجه‌‌اش فکر کنیم؛ چرا که در آن لحظه تحت‌تأثیر همان شرایط و محیط اطراف قرار گرفته‌ایم. اما وقتی متوجه نتیجه‌ی کار خود می‌شویم، دیگر فایده‌ای ندارد؛ چون کاری که نباید انجام می‌شد، انجام شده است.

من می‌خواهم بگویم دختر جان! درست است که زندگی سراسر پر از سهولت و آسایش نیست و دشواری‌ها و تاریکی‌هایی وجود دارد که باعث می‌شود اعتمادت را نسبت به خودت و اطرافیانت از دست بدهی؛ اما باید بدانی همان‌طور که بعد از هر سختی یک آسانی است و بعد از هر تاریکی یک روشنایی، زندگی هم همیشه با تو بی‌انصاف نخواهد بود؛ زیرا چیزی به نام عدالت وجود دارد. زندگی سخت نیست، بلکه ما با رفتارها و نگرش‌های خود، آن را سخت می‌کنیم. تو باید بدانی که هیچ سختی و آسانیِ زندگی، از ارزش تو نمی‌کاهد. تو باارزش‌ترین داراییِ خودت در این دنیا هستی و دنیا باید به دور تو بچرخد.

ما در سرزمینی زندگی می‌کنیم که مردانش برای خود کار، آموزش، تحصیل، تفریح، سرگرمی، شغل و از همه مهم‌تر «آزادی» دارند؛ ولی وقتی به قشر ازیادرفته‌ی جامعه یعنی زنان می‌رسیم، آن‌ها از حق و حقوق ابتدایی محروم‌اند. آن‌ها حتی حق تصمیم‌گیری درباره‌ی رنگ لباس‌شان را ندارند، چه برسد به اینکه آزادی داشته باشند و آن‌طور که می‌خواهند زندگی کنند. در کشور ما، حیوانی که روی سرک خوابیده از حق و حقوق بیشتری برخوردار است؛ می‌تواند آزادانه هرکجا می‌خواهد برود و بخوابد، ولی زنان حتی در درون خانه‌ی خود حق آرامش ندارند، چه برسد به اینکه بیرون از خانه رفت‌وآمد، قدم زدن یا تفریح کنند.

درست است که اتفاقات غیرمنتظره و رویدادهای ترسناک و عظیمی برای دختران رخ داده و خیلی‌ها مجبور به اطاعت از این شرایط شده‌اند، اما دختری که قدر و ارزش خودش را بداند و جایگاهش را بشناسد، هرگز تسلیم این واقعه‌ها نمی‌شود. او چنین رویدادی را زمینه‌ای برای پیشرفت خود می‌سازد و سعی می‌کند از شرایط پیش‌آمده به نفع خود و هم‌رزمانش استفاده کند. او هرگز دست از تلاش و ترقی برنمی‌دارد؛ چرا که می‌داند برای نشان دادن ارزش واقعی‌اش به دیگران، به جایگاهی معتبر و قدرتی عظیم نیاز دارد.

دختران ما همواره قربانی سیاست‌های اشتباه و تصمیمات نادرستی شده‌اند که هیچ نقشی در آن‌ها نداشته‌اند. همیشه آن‌ها بودند که از حق‌شان محروم شدند و افرادی بودند که آن‌ها را موجودی ضعیف می‌پنداشتند و یادآوری می‌کردند: «تو یک دختر هستی و حق تصمیم‌گیری نداری، اما می‌توانی قربانی خوبی برای اجرای این تصمیم‌ها باشی!» پس اگر خواهان ادامه یافتن این رویه نیستیم، باید ابتدا خود ما برای خود ارزش قائل شویم و به کسانی که قدر ما را نمی‌دانند نشان دهیم چه گوهر گران‌بهایی را نادیده گرفته‌اند.

بهترین کار در زندگی این است که انسان به خودش احترام بگذارد. اگر می‌خواهیم صدای‌مان شنیده شود و مورد احترام قرار گیریم، باید اول خود ما به خود احترام بگذاریم و برای اینکه محتاج دیگران نباشیم، خود را از هر لحاظ قدرتمند سازیم. ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که اگر قوی نباشیم، زیر پاها له خواهیم شد. اما راهش این نیست که در پاسخ به بی‌احترامی دیگران بی‌احترامی کنیم، بلکه باید احترام گذاشتن را به آن‌ها یاد بدهیم.

هیچ‌چیزی باارزش‌تر از تو نیست دختر! تو باید همواره برای خودت تلاش کنی و برای رسیدن به رؤیاها و حقوق خود بجنگی تا ارزش واقعی‌ات را پیدا کنی. اگر شرایط بر علیه ماست، می‌توانیم آن را به نفع خود تغییر دهیم و مطمئنم همین حالا هم در حال انجامش هستیم. درست است که دروازه‌های مکاتب به روی ما بسته شده؛ اما ما پشت همین درهای بسته درس می‌خوانیم و برای تعبیر رؤیاهای خود می‌جنگیم. قشنگ‌ترین تصویر این است که گلی درمیان سختی‌ها و آب‌های گل‌آلود رشد کند. ما همان گلی هستیم که با وجود تمام شرایط سخت، سر از خاک برمی‌آوریم و شکوفا می‌شویم.

دیدگاه‌ها (0)

ارسال دیدگاه

10000