«هزاره بودن جرم نباشد»

با پدرم به زیارتگاه حضرت ابوالفضل واقع در مراد خانی کابل می‌رفتم. در راه پدر به یکی از تشناب‌های شهری رفت و من در بیرون منتظر ماندم تا پدر برگردد، در همین جریان یک مرد ریش‌‎دار با و بینی بلند… بیشتر

سال ۱۴۰۴، فرصتی برای شروع دوباره

یک سال دیگر با همه‌ی فراز و نشیب‌هایش گذشت و اکنون وارد سال ۱۴۰۴ شدیم. بهار از راه رسیده است. زمین دوباره سبز می‌شود، درختان شکوفه می‌دهند، طبیعت رنگی تازه می‌گیرد و طراوت خاصی پیدا می‌کند. همه چیز جان دوباره… بیشتر

نیکبخت

نیکبخت، نامی که به‌معنای سعادت و خوش‌شانسی است، دختر خردسالی از ولایت دایکندی بود؛ اما زندگی‌اش برخلاف معنای نامش رقم خورد. زندگی‌ او از همان کودکی با رنج  و  محنت آغاز شد. او تنها دو سال داشت که پدرش را… بیشتر

نیلا؛ دختر امید

زندگی پر از لحظاتی استثنایی است که گاه در دل ما جا می‌گیرند و انگیزه‌ای عمیق برای ادامه‌ی مسیر می‌شوند. یکی از این لحظات، آشنایی من با نیلا ابراهیمی بود؛ دختری با روحی بزرگ، قلبی پر از امید و اراده‌ای… بیشتر

وقتی همه‌چیز علیه توست!

وقتی همه چیز علیه‌ توست، وقتی به نظر می‌رسد هر چیزی که می‌خواهی، از تو دورتر می‌شود، وقتی در دل شب احساس می‌کنی تمام دنیا بر دوش‌ات سنگینی می‌کند، باز هم به راهت ادامه می‌دهی. این مسیر پر از دردی… بیشتر