یک پیاله چای و چند خاطره
چای تازه دم کشیده بود. بخار نازکش آرامآرام از دهانهی پیاله بالا میرفت و در هوای سرد آشپزخانه گم میشد. پطنوس را روی میز گذاشتم و چهار پیاله را کنار هم چیدم؛ درست همانطور که سالها پیش میچیدم. چند لحظه…
بیشتر