حرف‌های زیر آسمان شب

امشب هم مانند شب‌های دیگر، در بالکن اتاقم نشسته بودم و به آسمان نگاه می‌کردم؛ به آسمان صاف و ستاره‌های درخشانی که همچون الماس در پهنه آسمان خودنمایی می‌کردند. از آن طرف، نور ماه زیبایی شب را چند برابر ساخته… بیشتر

هزاره بودن جرم نیست!

سال‌هاست در کشور افغانستان، دو بخش عظیمی از جامعه یعنی «هزاره» و «زن»، همواره به حاشیه رانده شده‌اند. همین که هزاره در جامعه حضور پیدا می‌کند، تصمیم می‌گیرد، وارد قدرت و سیاست می‌شود و دست به کارهای بزرگ می‌زند، دوباره… بیشتر

شروع داستان من

سلام، من زهرا حیدری هستم؛ دختری ۱۴ ساله از کابلِ افغانستان. زندگی من پیش از آنکه خودم را بشناسم شروع شده بود. وارد دنیایی شده بودم که هیچ‌چیز از آن نمی‌دانستم. برای منِ کودک، دنیایم خانه، خانواده، لباس‌های نو و… بیشتر

حرف‌های نگفته برای شنیدن

در حال رفتن به مکتب بودم؛ مثل هر روز دیگر با همان شوق و انگیزه که روزی موفق می‌شوم و با خواهران و برادرانم این افغانستان را آباد خواهم کرد. صبحِ وقت بود، آفتاب هنوز طلوع نکرده بود، سرک‌ها شلوغ… بیشتر

چرا آسمان برای همه یکسان است؛ اما زمین نه؟

فصل خزان بود. درختان مانند آدم‌ها کم‌کم ضعیف و پیر می‌شدند و برگ‌های خود را از دست می‌دادند. در یکی از شب‌ها برق نداشتیم. خیلی خسته بودم و خواستم در هوای آزاد باشم تا از هیاهوی جهان لحظه‌ای دور بمانم.… بیشتر
میدیا \ جوانان