فوتسال؛ درمان‌گر روان‌های خسته‌ی جوانان در افغانستان

رشد فوتسال در افغانستان امروز چشم‌گیر بوده و هزاران نفر در سراسر کشور روزانه مصروف این ورزش هستند. این ورزش توانسته است که مردان و جوانان فقیر، بی‌کار و افسرده را در روزگار دشوار زیر یک سقف جمع کند و زندگی را برای آن‌ها اندکی قابل تحمل بسازد.

پس از تسلط طالبان بر افغانستان و اعمال محدودیت‌ها بر زندگی مردم و شدت فقر و بی‌کاری، مردم به طور سرسام‌آور‌ی دچار نگرانی و اضطراب شدند. همه نگران این بودند که با وضعیت دشوار پیش‌آمده چگونه کنار بیایند و چطور بتوانند در روزگاری که فقر و بی‌کاری دست به دست محدودیت‌ها داده‌اند، به زندگی خود ادامه دهند؟

در سال‌های گذشته (از ۱۴۰۰ تا اکنون) زندگی مردم با محدودیت‌ها از سوی طالبان رنگ تاریک به خود گرفته است؛ اما در همین سال‌ها فوتسال یک میسیر متفاوت را پیموده است. فوتسال با آن‌که خود بخشی از فرهنگ جهانی ورزش است و میلیون‌ها نفر در سراسر جهان به آن علاقه دارند، در افغانستان در چهار – پنج سال اخیر رشد کم‌سابقه‌ای تجربه کرده است. اگر دقیق‌تر نگاه کنیم، فوتسال تنها یک ورزش نیست؛ بلکه به مهم‌ترین سرگرمی جمعی مردان و پسران جوان تبدیل شده و در بسیاری موردها جای فعالیت‌های دیگر را گرفته است که زمانی بخشی از زندگی فرهنگی جامعه به شمار می‌رفت.

فوتسال چگونه به سرعت تقویت شد؟

حسین، باشنده‌ی کابل، در هر هفته سه بار فوتسال بازی می‌کند و برنامه‌های فوتبال و فوتسال را نیز همیشه از تلویزیون دنبال می‌کند. او در میان دوستانش به «میسی کوچک» مشهور است و در بحث‌های همیشگی میان هواداران بارسلونا و ریال مادرید، با شنیدن نام لیونل میسی هیجان‌زده می‌شود.

او می‌گوید: «من از وقت میسی را دوست داشتم. او بسیار خوب بازی می‌کند و قهرمان خوبی‌ست. سال‌هاست که عاشق بازی و شخصیت میسی هستم و در بحث‌های میان جوانان و مردم همیشه در نقطه‌ی مقابل ریالی‌ها می‌ایستم. خودم هم فوتبال کرده‌ام و در سال‌های اخیر همیشه فوتسال می‌کنم.»

حسین می‌گوید علاقه‌اش به فوتبال از کودکی و از روستا آغاز شد؛ زمانی که با بچه‌های روستا و منطقه‌ی خود در زمین‌های خاکی بازی می‌کرد. بعدها در دانشگاه بلخ نیز فوتبال بخشی از زندگی روزمره‌ی او بود و همان‌جا آرام‌آرام با فوتسال آشنا شد؛ ورزشی که امروز به بخش جدایی‌ناپذیر زندگی‌اش تبدیل شده است.

او از آن روزها چنین یاد می‌کند: «در روستاها که تازه با فوتبال آشنا شده بودیم، همیشه در وقت‌های بی‌کاری و در ساعت‌های خالی در مکتب فوتبال می‌کردیم. اکثر وقت‌ها حتا یک توپ فوتبال نداشتیم و از پارچه و پشم و چیزهای دیگر توپ می‌ساختیم. آن وقت همه‌چیز به علاقه‌ی شدیدی که نسبت به فوتبال داشتیم ختم می‌شد. نه توپ داشتیم و نه مثل امروز با قاعده‌های بازی آشنا بودیم. در بازی هم هر قدر بیشتر می‌دویدیم و بیشتر خسته می‌شدیم، بیشتر لذت می‌بردیم.»

به باور او، تا پیش از سال ۲۰۲۱ و بازگشت طالبان، جوانان در کنار فوتبال و فوتسال، دغدغه‌های دیگری نیز داشتند. بسیاری به تحصیل، فعالیت‌های فرهنگی، کتاب‌خوانی، سیاست، هنر و کارهای اداری فکر می‌کردند؛ اما با بازگشت طالبان، محدود شدن فضای فرهنگی، برخورد با کتاب و کتاب‌خوانی، بسته شدن دروازه‌های مکتب و دانشگاه‌ها به روی دختران و محدودشدن بسیاری از عرصه‌های اجتماعی، فضای عمومی جامعه نیز تغییر کرد.

حسین می‌گوید امروز تنها چیزی که در میان مردان جوان با سرعت رشد کرده، فوتسال است: «فوتسال در چند سال اخیر با سرعت پیش رفته و در میان مردم محبوبیت فراوانی پیدا کرده است، تا جایی که  امروز برای بسیاری‌‌ها بخش جدایی‌ناپذیر زندگی شان شده است. فوتسال، فوتسال و همیشه فوتسال.»

فوتسال؛ دغدغه‌ی مثبت جوانان

حسین باور دارد که اگر فوتسال نبود، بسیاری از جوانان زیر فشار سنگین مشکل‌های روحی و روانی دوام نمی‌آوردند. از نگاه او، فوتسال فقط یک بازی نیست؛ بلکه راهی برای تخلیه‌ی فشارهای روانی و نوعی مبارزه‌ی مسالمت‌آمیز با وضعیت دشواری است که مردم در چند سال اخیر با آن روبه‌رو شده‌اند.

او می‌گوید هر روز شاهد مرگ‌های خاموشی است که زندگی بسیاری از جوانان را بلعیده است. مرگ‌هایی که گاه حتا کسی درباره‌ی علت واقعی آن‌ها سخن نمی‌گوید. بسیاری از این جوانان در روستاها زندگی می‌کنند و تنها تصویری از آنان پس از مرگ در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود.

به باور حسین، فقر، ناامیدی، بی‌کاری و تاریکی حاکم بر جامعه، افسردگی عمیقی  بر بسیاری از جوانان تحمیل کرده است. در روستاها فرصت چندانی برای کنارآمدن با این وضعیت وجود ندارد و برخی از شدت ناامیدی جان می‌بازند یا دست به خودکشی می‌زنند؛ اما در شهرهایی مانند کابل و مرکز ولایت‌ها، فوتسال به یکی از معدود راه‌های مقابله با این فشار روانی تبدیل شده است.

او علاقه‌ی گسترده‌ی جوانان به فوتسال را «اعتیاد مثبت» می‌نامد و می‌گوید که علاقه‌ی جوانان به فوتسال که در وضعیت اکنون درمانگر و آرامش‌بخش بسیاری از روان‌های خسته و دل‌های نگران شده، مثبت و مقبول است: «همه می‌دانیم که مردم در این روزگار خیلی از وضعیت رنج می‌برند. کسی حوصله‌ی کار فرهنگی را ندارد، موسیقی و هنر محدود شده است؛ اما همه دوست دارند که در سالن‌های فوتسال حضور پیدا کنند و فوتسال بازی کنند. فوتسال حتا برای چند لحظه‌ی کوتاه هم می‌تواند با غم‌های درونی انسان مبارزه کند. می‌توانیم بگوییم که امروز علاقه به فوتسال به یک اعتیاد مثبت بدل شده است که این خیلی خوب است.»

حسین در هفته سه بار فوتسال می‌کند. دو بار در میان هفته همراه همکارانش و بار سوم روز جمعه با دوستانش. گاهی نیز در رقابت‌ها و تورنمنت‌های محلی و ولایتی شرکت می‌کند.

فوتسال و فرهنگ

فوتسال چگونه به فرهنگ غالبِ نسل جوان افغانستان بدل شده است؟

حسین می‌گوید در سال‌های پیش از آمدن طالبان، جوانان و کسانی که خود را فرهنگی می‌دانستند، در کافه‌ها می‌نشستند، در نشست‌های فرهنگی و انجمن‌های ادبی شرکت می‌کردند و هویت فرهنگی خود را به نمایش می‌گذاشتند. برخی پس از پایان برنامه‌های فرهنگی راهی رستورانت‌ها می‌شدند و فضای آن روزها، هرچند محدود، اما زنده بود.

او می‌گوید امروز از آن فضا خبری نیست. طالبان بسیاری از عرصه‌های زندگی روزمره، از پوشش و گفتار گرفته تا شیوه‌ی حضور مردم در جامعه را کنترل می‌کنند و در نتیجه، آن سبک زندگی فرهنگی نیز از میان رفته است.

به باور او، جای آن روزها را فوتسال گرفته است، آن هم با قدرت و سرعت بیشتر: «این خیلی خوب است که در این سال‌ها فوتسال در جامعه گسترش یافته است. خوبی‌اش این است که این ورزش ارزش جهانی دارد و روی‌آوردن به ورزش خود یک تغییر مثبت و مقبول است؛ در روزگاری که جامعه از رشد فرهنگی  بازمانده است. فوتسال خود یک میسیر فرهنگی را در میان مردم طی می‌کند.»

او از کسانی یاد می‌کند که در سال‌های پیش از آمدن طالبان با هم در فعالیت‌های فرهنگی، تبادل کتاب و انجمن‌ها اشتراک داشتند و در مورد تغییر وضعیت و آینده‌ی بهتر گفت‌وگو می‌کردند و امروز هم با برخی از آن‌ها فوتسال بازی می‌کند: «ما پیش از طالبان انجمن داشتیم و فعالیت‌های فرهنگی می‌کردیم. برخی از گروه‌های فرهنگی برنامه‌های کتاب‌خوانی برگزار می‌کردند. امروز که فضا و وضعیت تغییر کرده است، ما با هم مثل یاران قدیم، کار ورزشی و فوتسال می‌کنیم. اگر فوتسال نمی‌بود چه کار می‌کردیم؟»

بی‌کاری، بی‌برنامگی و فوتسال

حسین می‌گوید برای بسیاری از جوانان، فوتسال به یک مصروفیت روزمره تبدیل شده است. کسانی که کار ندارند و از صبح تا شب حوصله‌ی ماندن در خانه را ندارند، یا به عنوان تماشاگر و یا به عنوان بازیکن راهی سالن‌های فوتسال می‌شوند و بخش بزرگی از وقت خود را در همان‌جا سپری می‌کنند.

او می‌گوید:«بسیاری‌ها از بی‌کاری فوتسال می‌کنند. وقتی کار نباشد، انگیزه برای انجام هیچ فعالیتی نمی‌ماند. مردم با مرض فقر و بی‌کاری به سختی مبارزه می‌کنند که سالن فوتسال جای مناسبی برای مبارزه یا تحمل بی‌کاری و فقر است. دیگر جایی هم نیست که مردم در آن‌جا جمع شوند و روزگار بگذرانند. دختران که از مجبوری در خانه می‌نشینند. برای مردان و پسران جوان سالن‌های فوتسال جایی است که آن‌ها در آن‌جا جمع می‌شوند و با نگرانی‌های خود نسبت به زندگی و آینده می‌جنگند.»

او می‌گوید اگر این سالن‌ها هم نباشند، بسیاری از جوانان بی‌کار ساعت‌ها در کوچه‌ها پرسه می‌زنند، برای خود و دیگران دردسر ایجاد می‌کنند و یا در معرض برخورد نیروهای طالبان قرار می‌گیرند.

«پسران جوان وقتی بی‌کار باشند سر هر کوچه می‌نشینند و به همدیگر دشنام می‌دهند، زنان و دختران را اذیت می‌کنند. فوتسال نسبت به این کارها خیلی بهتر است. از سوی دیگر طالبان هم جوانان بی‌کار را گروه‌گروه جمع می‌کنند، به حوزه‌های امنیتی می‌برند، لت‌وکوب می‌کنند و در بسیاری موردها با پادرمیانی خانواده‌ها، در بدل پول رها می‌کنند. در این صورت نیز سالن فوتسال خوب است و جوانان بی‌کار را سرگرم می‌کند.»

حسین با وجود علاقه‌ی فراوان به فوتسال، باور دارد که رشد ورزش یک اتفاق مثبت است و در روزگار تاریک و در میان دشواری‌ها و محدودیت‌ها به فانوسی در دل شب می‌ماند. او می‌گوید که ورزش می‌تواند بر آینده‌ی مردم تاثیر خوب بگذارد و از افغانستانی که چراغ روشنایی و امید در آن خاموش شده است چهره‌‌ی مثبتی به جهانیان نشان بدهد.

دیدگاه‌ها (0)

ارسال دیدگاه

10000