پنج سال پس از سقوط؛ فرار از افغانستان هنوز ادامه دارد

نازیلا با شوهر و دختر چهار ساله‌اش، روز یک‌شنبه، ۱۱ اسد ۱۴۰۵، خود را به مرز پاکستان در اسپین‌بولدگ رساند. او می‌گوید آن‌چه در مرز میان افغانستان و پاکستان دیده، یکی از تلخ‌ترین تجربه‌های زندگی‌اش بوده است؛ صدها نفر هر… بیشتر

پنج سال پشت دروازه‌های بسته؛ بختاور و نسل دخترانی که از آینده محروم شدند

وقتی طالبان در ماه اسد ۱۴۰۰ دوباره بر افغانستان مسلط شدند، فقط یک حکومت سقوط نکرد؛ زندگی میلیون‌ها دختر نیز ناگهان از مسیر عادی خود خارج شد. دروازه‌های مکتب‌ها بسته شدند، دانشگاه‌ها از دختران خالی ماندند، فرصت‌های کار و حضور… بیشتر

پنج سال پس از سقوط: «در کنار آموزش و آزادی، خودِ زندگی را هم از دست دادیم»

«من خودِ واقعی‌ام را از دست داده‌ام.» نظیفه این جمله را طوری می‌گوید که حس می‌کنی سرگذشت پنج‌ساله و زندگی پر از رنج و درد میلیون‌ها دختر افغانستان در آن نهفته است؛ دخترانی که با بازگشت طالبان به قدرت، نه… بیشتر

«من نباید از ایران برمی‌گشتم»؛ روایت امیر از گرفتاری در فقر و ناامنی در کشور

امیر، برخلاف هزاران مهاجر افغانستانی که در سال گذشته از ایران به گونه‌ی اجباری اخراج شدند، خودش تصمیم گرفت به افغانستان برگردد. نه در اردوگاه‌های مهاجران بازداشت شد، نه با دست‌بند از مرز عبور داده شد و نه تجربه‌ی تلخ… بیشتر

تطبیق قانون یا اعمال سلیقه‌؟ طالبان و کنترول شدید بر آرایشگاه‌های مردانه

ابراهیم آرایشگاه مردانه دارد. در سال‌های اخیر درآمدش خیلی کم شده است. مشتریان آرایشگاه او هر روز کمتر می‌شوند. او با آن که از کاهش درآمد خود ناراحت است و از افزایش کرایه‌ی دکان شکایت دارد، می‌گوید که بیش از… بیشتر