روایت (۶)
اشاره: این روایت را یکی از آوارگان افشار که حالا در ناروی زندگی میکند، ارسال کرده، اما به لحاظ موقعیت و نگرانیهای امنیتی خود و اعضای خانوادهاش، تقاضا کرده است که از افشای اسم و هویتش خودداری شود. این روایت به صورت دستنوشته در آرشیف شیشه میدیا محفوظ است.
پس از فاجعهی افشار در ۲۲ دلو ۱۳۷۱، یکی از بزرگترین نمونههای همبستگی انسانی و اخلاقی مردم در تایمنی رقم خورد. این همبستگی، فراتر از مرزهای سیاسی، مذهبی و قومی، در اوج بحرانیترین روزهای کابل، چهرهی واقعی «ملت بودن» را به نمایش گذاشت.
در روز دوم فاجعهی افشار، وقتی هنوز دود و خون در هوا موج میزد و نیروهای مهاجم مسلط بر منطقه بودند، شهید جنرال شاهقدم نیکپی، نمایندهی سیاسی و نظامی سید منصور نادری در کابل، با وجود مخالفتها و تهدیدهای مستقیم شورای نظار و سیاف، همراه با گروهی از نظامیان خود، دلیرانه خود را به افشار رساند.
او موفق شد بیش از پنجاه زن و کودک را که در میان خرابهها و محاصره گرفتار مانده بودند، نجات دهد و به منطقهی تایمنی منتقل کند. سپس آنها را در کنار محل اقامت خود، در مکتب موسوم به «مکتب نمبر ۲» اسکان داد. برای چندین ماه، شخصاً تأمین غذا، آب و نیازهای اولیهی آنها را برعهده گرفت. برخی از این خانوادهها، که سرپرستانشان در آن حادثه به شهادت رسیده یا اسیر شده بودند، تا بیش از یک سال در همانجا زندگی کردند.
مردم مهاجر افشار، بهویژه آنانی که در کنار اقامتگاه جنرال شاهقدم زندگی میکردند، هرگز رشادت و فداکاری او و قوم شریف اسماعیلی را فراموش نخواهند کرد.
دیدگاهها (0)
ارسال دیدگاه