روایت‌ شفاهی: رد پای تاریخ| کمک مردم تایمنی، وزیرآباد و چارقلعه با قربانیان افشار

روایت (۷)

اشاره: این روایت را یکی از آوارگان افشار که حالا در ناروی زندگی می‌کند، ارسال کرده، اما به لحاظ موقعیت و نگرانی‌های امنیتی خود و اعضای خانواده‌اش، تقاضا کرده است که از افشای اسم و هویتش خودداری شود. این روایت به صورت دست‌نوشته در آرشیف شیشه میدیا محفوظ است.

***

مردم تایمنی، وزیرآباد و چارقلعه در روزهای پس از فاجعه‌ی افشار، در حالی‌که خود در شرایط سخت معیشتی و امنیتی قرار داشتند، به یاری آوارگان شتافتند. از تهیه‌ی نان و لباس، تا توزیع غذای رایگان و اسکان مهاجران، همه‌چیز به‌صورت داوطلبانه، انسانی و برادرانه انجام شد.

در این میان، قومای ترکمن و مردم شیخ‌علی با ایثاری کم‌نظیر، از قوت روزانه‌ی خود و فرزندان‌شان کاستند تا آن را با مهاجرین افشار شریک سازند. این‌ مردم نجیب، هیچ وابستگی حزبی یا گروهی نداشتند. تنها چیزی که آنان را به حرکت وامی‌داشت، وجدان انسانی و پیوند عاطفی قومی بود.

اسامی برخی از بزرگانی که در آن روزهای سیاه، چراغ روشنی برای امید و برادری بودند، عبارت اند از مرحوم سید وحیدی، ملا امام مسجد حضرت زینب (س)، مدیر خداداد، حاجی خان‌میر، صوفی نور احمد، حاجی قربان، داکتر شریف بختیاری، حاجی کریم، صوفی عوض، پهلوان سخی‌داد، رازق‌داد نوروزی، حاجی عبدالاحد (شیخ‌علی)، صوفی حسین محمدیه، حاجی سهراب، نسیم‌خان (شیخ‌علی)، عزیز برادر شیخ، داکتر سخی (جاغوری)، محمدعلی پارسا، خالق مولاداد، معلم رازق و ده‌ها تن دیگر که متأسفانه اسامی شریف‌شان از ذهن راوی خارج شده است، اما یادشان جاودانه است.

مردم افشار، این همکاری صادقانه و خالصانه را هرگز فراموش نخواهند کرد. کاش روزی برسد که بتوانیم دستان همه‌ی شما را ببوسیم و از نزدیک، ارج‌گذاری کنیم.

دو ماه پیش از فاجعه‌ی افشار، در تایمنی، تنها به جرم هزاره بودن، شماری از جوانان شریف ما به شهادت رسیدند که اسامی شان عبارت بودند از: عبدالواحد فرزند حاجی عبدالروف، سعادتمند فرزند سخی‌داد، غلام‌حسین فرزند غلام‌رسول، سید ظاهر فرزند سید احمدشاه، عبدالهاشم فرزند الله‌داد، حبیب‌الله فرزند رمضان‌علی، محمدعباس فرزند حاجی قربان‌علی، محمدنعیم فرزند محمدحسین، محمد عاشور فرزند قربان‌علی.

من خودم، به‌عنوان یکی از مهاجران افشار و کسی که خود و اعضای خانواده‌ام برای مدتی در اسارت نیروهای مهاجم بودیم، با تمام وجود به آن بزرگواران ادای احترام می‌کنم. بسیاری از آنان، یا خودشان، یا فرزندان‌شان، مدت‌های مدیدی در خدمت آوارگان بودند—درحالی‌که خودشان نیز داغ‌دار بودند و جوانان باشهامت‌شان را در حملات بعدی از دست داده بودند، اما باز هم کوتاهی نکردند.

دیدگاه‌ها (0)

ارسال دیدگاه

10000