آدمها در لحظههای ناب، زندگی را احساس میکردند. هر روز صبح، بعد از طلوع خورشید، همه مصروف کار و زندگیشان میشدند؛ دانشآموزان و دانشجویان راهی مکتب و دانشگاهها بودند، کارگران به وظایف خود میرفتند. با وجود شرایط سخت افغانستان در سالهای قرنطینه و اوضاع نامناسب اقتصادی، مردم بازهم به امید صلح و آشتی ایستادگی میکردند. جوانانی بودند که در راه علم جان میدادند، والدینی که خون برای این سرزمین ریختند، شهید دادند و قربانی کودکان بیگناه شدند. با همهی اینها، مردم در کنار هم زندگی میکردند و در برابر دشواریها مقاومت داشتند.
این شرایط سخت ادامه داشت تا اینکه طالبان در تاریخ ۱۵ آگست ۲۰۲۱ (۲۴ اسد ۱۴۰۰ هجری شمسی) افغانستان را سقوط دادند؛ زمانی که آنها بدون مقاومت جدی وارد کابل شدند و حکومت جمهوری به رهبری اشرف غنی فروپاشید.
رهبری طالبان بدون درگیری جدی، با سرعت تمام قدرت را به دست گرفت؛ در حالیکه دولتی که سالها برای ساختن آن تلاش شده بود و نیروهای امنیتی که با زحمت فراوان شکل گرفته بودند، در یک چشمبههمزدن از هم پاشیدند. در این میان، اشرف غنی، رئیسجمهوری که مردم از او انتظار پایداری و ایستادگی داشتند، کشور را ترک کرد؛ حرکتی که از سوی بسیاری خیانت بزرگ به ملت تعبیر شد. رهبری که باید برای نجات مردمش در برابر ظلم و تاریکی میایستاد، در لحظهای سرنوشتساز، افغانستان را تنها گذاشت.
آن روزها یکی از تلخترین و تاریکترین لحظات تاریخ معاصر افغانستان بر مردم گذشت. بعد از سقوط، دهها دروازهی مراکز آموزشی، مکاتب و دانشگاهها بهروی دختران افغان بسته شد.
حقوق زنان و دختران به شدت محدود شد؛
از آموزش متوسطه و عالی برای دختران جلوگیری شد و نقش آنان در جامعه به حداقل رسید؛
رسانهها زیر فشار شدید قرار گرفتند، آزادی بیان سرکوب شد و خبرنگاران بسیاری تهدید یا بازداشت شدند؛
آموزش علم و دانش برای دختران جرم سنگینی شمرده شد. میلیونها دختر جوان و خانوادههای افغان با چشمانی اشکبار و قلبهایی پر از ترس و ابهام، نظارهگر فروپاشی نظامی بودند که قرار بود نماد دموکراسی، آزادی و پیشرفت باشد.
جوانانی که قرار بود با علم و دانش برای صلح و آشتی تربیت شوند، یا مجبور به مهاجرت به کشورهای بیگانه شدند، یا خانوادهها و حکومت آنها را به ازدواجهای اجباری کشاندند. بسیاری دیگر از دختران و پسران از اهداف و رویاهایشان دست کشیدند. این رویداد نهتنها پایان یک نظام بود، بلکه آغاز فصلی تازه از ناامنی، محدودیت و نگرانی برای میلیونها شهروند، بهویژه زنان، دختران و اقلیتها در افغانستان بود.
بله، این واقعیتی است که افغانها در طول این چهار سال با آن روبهرو بودهاند. پانزدهم آگست تنها یک روز سکوت نیست، بلکه ادامهی باورهای ما در برابر سختترین شرایط است. ما باور داریم که جوانان افغان هرگز دست از علم، دانش، رویا و اهداف خود برنخواهند داشت.
این واقعیت یک دختر افغان است.
نویسنده: خدیجه یوسفی