نسیم ملایم امید؛ پنجره‌ای به سمت آرزوها

امروز با تمام اشتیاق از خواب برخاستم؛ چون نخستین روز هفته بود و من باید پرانرژی‌تر از همیشه، از گذشته‌ها و ثانیه‌های تلخ و شیرین عبور می‌کردم و با قدرت و شکست‌ناپذیری بیشتری به کار قهرمانانه‌ام ادامه می‌دادم. پس از ادای نماز صبح، روانه‌ی کورس شدم؛ کاری که هر روز مرا یک گام به رویاهایم […]

Read More

باران، امید یا اندوه؟

ساعت چهار و سی‌وپنج دقیقه‌ی بعدازظهر است. در گوشه‌ای از خانه، کنار بخاری نشسته‌ام. صدای آرامش‌بخش باران که بر بام خانه می‌ریزد، گوشم را نوازش می‌دهد. بخاری اتاق را گرم کرده و بوی چای تازه دم‌شده، فضای دل‌نشینی در خانه ایجاد کرده است؛ اما بیرون از این خانه امن، دنیایی دیگر در جریان است. آسمان […]

Read More

بارِ اضافی…!

صبحم را معمولی آغاز کردم؛ اما پایان راه همیشه پرماجراست. امروز شنبه بود و کلاس درس صبحگاهی داشتیم. شنبه همیشه روز مورد علاقه‌ام در میان روزهای هفته بوده است. در کلاس، لحظات خوبی را سپری کردم. برای چاشت به خانه برگشتم و پس از ادای نماز و صرف غذا، دوباره عازم کورس شدم. بگذارید از […]

Read More

بابه مزاری؛ رهبر عدالت و همبستگی

سی سال از شهادت بابه مزاری می‌گذرد؛ اما نام و یاد او همچنان در دل‌های مردم زنده است. او نه فقط یک رهبر، بلکه نماد مقاومت، عشق و شجاعت بود. نامش در تاریخ، تنها یک واژه نیست؛ بلکه پژواکی از فریادهای ملتی است که قرن‌ها زیر فشار تبعیض، نابرابری و بی‌عدالتی خاموش مانده بودند. او […]

Read More

بابه مزاری؛ امیدی برای همه

بابه مزاری فقط یک نام نیست، یک خاطره نیست که در کتاب‌های تاریخ بماند و خاک بگیرد. او یک راه است، یک امید است، یک فریاد است که هنوز در کوه‌های سرزمینم طنین‌انداز است. تاریخ پر از مردانی است که آمدند، جنگیدند و رفتند؛ اما تعداد کمی از آن‌ها جاودانه شدند، تعداد کمی از آن‌ها […]

Read More