صبح که چشم باز کردم، نوری کمجان از میان پردههای سنگین اتاقم به داخل سرک میکشید. این نور، هرچند شکننده، مثل شعاعی از امید در تاریکی میدرخشید. دقایقی طول کشید تا از فکرهایی که شب گذشته ذهنم را پر کرده بودند، بیرون بیایم. گوشیام را برداشتم و بیهدف صفحات مجازی را ورق زدم؛ گویی به […]
Read More