در خلقت خود مثبت‌اندیش باشیم

هر روز ما باید پُرمعنی‌تر از دیروزِ ما باشد. شاید اتفاق‌هایی که در زندگی ما رخ می‌دهند دور از تصور ما باشند؛ اما تا می‌توانیم باید آگاهانه فکر کنیم که چگونه زندگی‌ خود را با خواسته‌ها و اهداف خود هماهنگ کنیم و از هر لحظه برای رسیدن به خواسته‌ها یا حل مشکلات‌ خود بیشترین بهره […]

Read More

سوند، کمره؛ اکشن: رویایی که به آن خواهم رسید

روز اولی که مکاتب به روی دختران بسته شد، حس می‌کردم مسیرم را گم کرده‌ام. انگار هیچ رؤیایی برای دنبال کردن نداشتم. در تاریکی عمیقی سرگردان بودم تا روزی که شروع به دیدن فیلم و سریال کردم. کم‌کم این کار برایم لذت‌بخش شد و در نهایت به یک رؤیا تبدیل شد. هرگز فکر نمی‌کردم که […]

Read More

ظلم در حق مردم افغانستان

زمانی که کودکی به دنیا می‌آید، خانواده‌اش با شادی و لبخند از خدای خود سپاسگزاری می‌کنند. این کودک کم‌کم بزرگ می‌شود، خندیدن را می‌آموزد و با کمک پدر و مادر آرام‌آرام قدم برمی‌دارد. وقتی به سن هفت‌سالگی می‌رسد، با امید و شوق آماده می‌شود تا به مکتب برود. کتاب‌ها و کتابچه‌هایش را جمع می‌کند و […]

Read More

چشمانم دریای خون بود…!

یک روز آفتابی، آخرین روز امتحان چهارونیم‌ماهه، با جمعی از دوستان در حال گفت‌وگو، خندیدن، برنامه‌ریزی برای آینده‌ و آماده‌گی برای روز فراغت خود از مکتب بودیم. دوستم نیلوفر می‌گفت: «من سرود می‌خوانم.» زهرا و نازنین گفتند: «ما نطاق می‌شویم.» مهدیه و سحر با چهره‌های شاد می‌گفتند: «ما در سرودخوانی شرکت می‌کنیم.» من اما ساکت […]

Read More

دختران افغانستان ضعیف نه، زخم‌خورده‌هایی‌اند که هنوز ایستاده

می‌گویند شکست خوردن درد دارد؛ اما هیچ‌کس از دردی که قبل از شکست خوردن می‌کشد، چیزی نمی‌گوید. هیچ‌کس از زخم‌هایی که هنوز التیام نیافته‌، از اشک‌هایی که شبانه روی بالش خشک می‌شوند و از فریادهایی که در گلو خفه می‌ماند، حرفی نمی‌زند. هیچ‌کس از دختری نمی‌گوید که هر روز برای زنده ماندن، برای دیده شدن، […]

Read More