تلاقی بهار و بندگی؛ روایتی از نوروز و عید روزه در فرهنگ ما

امروز فضا سرشار از عطر شادی است. طنین عید در هر جایی شنیده می‌‎شود؛ روزی که همیشه در قلب‌ مردم کشورم افغانستان، نمادی از خوشبختی، شادی، همبستگی، همدلی و رحمت بوده است.

عید سعید فطر، پایان یک ماه عبادت و شکرگزاری است؛ روزی که با سپاس‌گزاری از نعمت‌های خداوند (ج) آغاز می‌شود و سراسر جهان اسلام، از کابل و مزارشریف گرفته تا هرات و قندهار، با شکوه گرامی داشته می‌شود.

در همین حال، نسیم بهاری نیز آرام‌آرام خبر از آمدن سال نو می‌دهد؛ گویی عید سعید فطر و عید نوروز، دست در دست هم، در آستانه‌ی در ایستاده‌اند تا با هم، هم دل‌ها را تازه کنند و هم جهان را. این لحظات، مملو از امید، آرامش و آغازهای نو است؛ لحظاتی که انسان با قلبی روشن، به استقبال فردایی بهتر می‌رود.

اما عید تنها یک جشن نیست، بلکه پیوندی عمیق میان دل‌های مسلمانان است؛ روزی که همه در زیر یک آسمان، کنار هم زندگی می‌کنند و از حال یکدیگر باخبر می‌شوند.

با فرا رسیدن عید سعید فطر، در کنار این فضای معنوی و روح‌نواز، عید سال نو و آمدن بهار نیز از راه می‌رسد؛ زمانی که طبیعت با شکوفه‌های رنگارنگ و نسیم دل‌انگیز، پیام تازگی و زندگی دوباره را به انسان‌ها هدیه می‌دهد. هم‌زمانی این دو عید زیبا، جلوه‌ای بی‌نظیر از پیوند روح و طبیعت را به نمایش می‌گذارد.

یک سال دیگر هم سپری شد؛ چهار فصل، یکی پس از دیگری آمدند و رفتند، دوازده ماه هم‌سفر این فصل‌ها شدند و شب‌ و روزها درهم آمیختند و خاطراتی را بر جا گذاشتند. سالی که با تمام خوشی‌ها، دشواری‌ها، امیدها و دلهره‌هایش به پایان رسید. نوروز، جشن باستانی‌ای است که از نسل‌های قدیم در فرهنگ مردم کشورم افغانستان جایگاه ویژه و والایی داشته و فرصتی برای تازه‌شدن و رهایی از اندوه‌های زندگی بوده است.

در خانه‌های مردم کشورم افغانستان، زنان و دختران مشغول پاک‌کاری‌اند؛ نه‌تنها از گرد و غبار، بلکه کینه و کدورت را نیز از دل‌های‌شان می‌زدایند. عید سعید فطر تنها لباس نو پوشیدن و غذای خوشمزه خوردن نیست، بلکه یادآوری همسایگان و نیازمندان است. اگر آنان در سختی‌اند، وظیفه‌ی ماست که دست‌شان را بگیریم. ما از مهمانی خداوند (ج) بازگشته‌ایم، پس چه نیکوست که دست نیازمندان را بگیریم و این روز را برای‌شان شیرین‌تر کنیم.

در میان همه‌ی شهرهای کشورم، مزار شریف با گل‌های لاله‌ی سرخش، میله‌ی گل سرخ و روضه‌ی مبارک، بزرگ‌ترین میزبان جشن نوروز در افغانستان بوده است. مردم از سراسر کشور به این شهر تاریخی می‌آمدند تا در جشن‌های نوروزی شرکت کنند و در کنار زیارت روضه‌ی مزار شریف، لحظاتی را به خوشی، شادی و شکرگزاری سپری کنند. آتش‌بازی، یکی از مهم‌ترین بخش‌های جشن شب عید نوروز بود که در مزار شریف، شهر گل‌ها، برگزار می‌شد. نه‌تنها در آن شب شهر، کوچه‌ها و خانه‌ها روشن بودند، بلکه آسمان مزار شریف نیز مملو از نورهای رنگارنگ می‌شد. مردم از شب تا صبحِ «جهنده بالا» مشغول شادی، نیایش و شکرگزاری بودند. آنان می‌گفتند: «امیدواریم که تمام سال، آسمان و زمین این‌گونه غرق در روشنایی باشد.» اما اکنون پنجمین سالی است که نه جهنده بالا می‌شود و نه آسمان‌ غرق در نورهای رنگارنگ است.

با طلوع خورشید در نخستین روز عید، صدای اذان در کوچه‌ها طنین‌انداز می‌شود. پدران و برادران برای نماز عید راهی مسجد می‌شوند، اما من، همچون بسیاری از دختران سرزمینم، در خانه می‌مانم. پنج سال پیش، عید برایم معنای دیگری داشت؛ روزی که پس از یک ماه صبر و بندگی، همراه دوستانم در کوچه‌های قریه قدم می‌زدیم، اما امروز عید برایم گونه‌ی دیگری شده است.

در شب عید سال نو، زنان و دختران کشورم مشغول آماده‌کردن بهترین شیرینی سال نو هستند که تمام شب را دربر می‌گیرد: «سمنک». سمنک یکی از مهم‌ترین و بهترین شیرینی‌های سال نو است. در شبی که صبح آن سال نو است، آنان تمام شب بیدار می‌نشینند، سمنک می‌پزند و شعر می‌سرایند. آنان باور دارند که با خوردن این شیرینی، وقتی دهان شیرین شود، سخن‌ها و زندگی نیز شیرین خواهد شد.

در این روزها، مردم سرگرم خرید لباس، میوه‌های خشک، شیرینی و کلچه‌اند. پدران و برادران در بازارها به دنبال بهترین تحفه‌ها برای خانواده‌های‌شان می‌گردند؛ لباس‌های سنتی، چوری و دیگر وسایل عیدی می‌خرند. اما مهم‌ترین چیزی که برای دختران کشورم افغانستان، عید بدون آن کامل نمی‌شود، حنا است.

در شب‌های عید، دختران با دلی پر از امید دور هم جمع می‌شوند و دست‌های‌شان را با نقش‌های ظریف حنا می‌آرایند. آنان می‌گویند: «همان‌گونه که رنگ حنا بر دستان ما می‌نشیند، امید داریم که زندگی ‌ما نیز رنگ زیبایی به خود بگیرد.» برای آنان، حنا نمادی از خوشبختی و نشانه‌ای از روزهای خوب زندگی است.

امسال جلوه‌ی دیگری دارد؛ عیدی که با عطر دل‌نشین سال نو آمیخته و زمین و زمان را سرشار از نور و برکت کرده است. چه لحظات ناب و کم‌نظیری است آن‌گاه که شکوفه‌های بهاری با دل پاک روزه‌داران هم‌صدا می‌شوند و نسیم نوروز، پیام‌آور بخشش، مهربانی و نو شدن می‌گردد. از یک‌سو، پایان ماهی مملو از صبر، عبادت و نوسازی است و از سوی دیگر، آغاز سالی نو؛ پر از امید، آرزو و شروعی تازه. گویی خداوند (ج) زیباترین تقارن را برای بندگانش رقم زده است.

پرداخت فطریه نه‌تنها یک وظیفه‌ی دینی، بلکه نشانه‌ای از بخشش و سخاوت است. در افغانستان امروز، این عمل می‌تواند لبخند را بر لبان بسیاری از خواهران و برادران بی‌سرپرست و نیازمند بنشاند.

عید فطر تنها یک جشن فردی نیست، بلکه روزی است که مسلمانان همچون یک خانواده‌ی بزرگ در کنار یکدیگر جمع می‌شوند. مهم‌ترین پیام عید، همدلی و کمک به نیازمندان است. پرداخت فطریه تضمینی است تا همه بتوانند عید را با شادی سپری کنند. این یک درس بزرگ است که خوشبختی واقعی تنها در شاد بودن خودمان نیست، بلکه در آن است که شادی را به دیگران هدیه دهیم.

هم‌زمانی عید سال نو و عید فطر، والاترین جلوه‌ی نو شدن هستی و جان انسان است؛ آن‌گاه که زمین در جامه‌ی بهار می‌شکفد و دل‌ها در پرتو بندگی به زلالی و نور می‌رسند. نوروز سرود آغازهای روشن است و عید فطر شکوه بازگشت به پاکی و حقیقت. امید که این تقارن مبارک، افق‌های تازه‌ای از آرامش، مهر، همدلی و برکت بی‌پایان را در زندگی همه‌ی ما بگشاید.

پس بیایید در روزهای عید، نه‌تنها با پوشیدن لباس نو و خوردن غذای خوب، بلکه با یاری نیازمندان و گرفتن دست آنان، این روز را به معنای واقعی آن نمایان کنیم و با ثبت خاطرات خوب، آن را برای همیشه ماندگار سازیم.

عید سعید فطر و عید سال نو‌تان خجسته و سرشار از نور الهی و مهربانی باد!

دیدگاه‌ها (0)

ارسال دیدگاه

10000