سقوط حکومت در ۲۰۲۱ تبعات جبرانناپذیری بههمراه داشت؛ یکی از آنها، به خاک یکسان شدن آرزوهای نسل جوان بود. نظام که فروپاشید، انگار زندگی هم وارونه شد. منم یکی از همان آدمهایی بودم که با سقوط کابل، برنامههای آیندهاش دود شد و به هوا رفت.
وقتی یک و نیم ماه پس از سقوط، دوباره از پاکستان به وطن برگشتم، دل و دماغ درس خواندن و کار کردن در رسانهها را نداشتم. فقط از روی ناگزیری مکتب میرفتم و با رسانهها هم به ندرت، کار میکردم. ولی آرزوی اینکه روزی بتوانم تئوری و درسهای آکادمیک خبرنگاری را بخوانم، در دلم مانده بود.
تا اینکه در سپتامبر ۲۰۲۳ همهچیز تغییر کرد. مستند «وادی درد» را از ارزگان ساختم و چند گزارش دیگر از موارد آشکار خشونت، باجگیری و زورگویی طالبان در جاغوری و مالستان برای یک رسانه تهیه کردم. نشر آن گزارشها باعث شد جانم به خطر بیفتد و مجبور شدم، کشور را ترک کنم.
تلاش طالبان برای دستگیر کردنم و فرارم از افغانستان خود داستان دیگریست که در اینجا مجال پرداختن به آن نیست؛ اما آنچه را در مهاجرت در ایران و سپس در پاکستان تاکنون از سرگذراندم، بدون شک سخت و دشوار بودهاست.
مقاومت در تبعید
سیانان (CNN) یکی از بزرگترین غولهای رسانهای دنیاست؛ نخستین شبکه خبری ۲۴ ساعته در امریکا که با پوشش فوری و گستردهاش شهرت جهانی دارد. این شبکه یک آکادمی آموزشی نیز دارد که سالانه هزاران تن از گوشه و کنار جهان در برنامهها و دورههای آموزشی آن شرکت میکنند.
من هم موفق شدم به این آکادمی راه پیدا کنم. در برنامهی “صداهایی از جنوب” که به هدف پرورش و تقویت مهارتهای حرفهای نسل جدید خبرنگاران برگزار میشد درخواست دادم. برنامهای که وقتی اعلام شد، ۱۰۸۰۰ متقاضی از سراسر جهان داشت.
خوشبختانه در این برنامهی آموزشی راه یافتم و با وجود چالشهای فراوان تبعید، از جمله بیانگیزگی به دلیل بیسرنوشتی و عدم توجه جدی دولتها و نهادهای بینالمللی به افراد در معرض خطر و پناهجویان افغانستان در کشورهای همسایه، با علاقه و جدیت آنرا دنبال میکنم. در واقع این فرصت برای من که چندسال تجربهی کار رسانهای دارم، بینهایت ارزشمند و مفید است.
اگرچه این برنامهی ۴ماهه، یک فرصت آموزشی کوتاهمدت را فراهم کرده است؛ اما بدون شک برای من مفید، آموزنده و ارزشمند است. از این طریق میتوانم به همکاری خبرنگاران بینالمللی و سردبیران ارشد سیانان که تخصص لازم و تجربهی کافی دارند، در زمینهی اصول خبرنگاری، مستندسازی، خبرنگاری جنگ، پوشش بحرانها و اخبار فوری، خبر و روایتنویسی، راستیآزمایی اخبار، تولید محتوای چندرسانهای و گزارشگری تصویری کار کنم و مهارتهایم را ارتقا داده، در کارهای بعدی خود، حرفهایتر عمل کنم.
در واقع وقتی ایمیل تبریکی و رمز حساب کاربری برای وصل شدن در پلتفرم برنامه را دریافت کردم و وقتی میخواستم برای نخستینبار وارد آن شوم، با خودم گفتم، خواسته یا ناخواسته خبرنگار شدی و به خاطر کار حرفهای در این عرصه مجبور شدی وطن و سرزمینت را ترک کنی. پس اگر امروز به هر دلیلی نمیتوانی کار عملی انجام دهی، دستکم با این فرصت مهارتهایت را تقویت کن؛ تا اگر دوباره زمینهای برای بلند کردن صدای مردم تحت ستم فراهم شد، اینبار قدرتمندتر و قویتر عمل کنی. در غیر آن، یعنی طالبان موفق شدهاند که صدایت را خاموش کنند. خاموش شدن صدای تو و امثال تو، به معنای خفه شدن فریاد در گلوی مردمی است که زیر شلاقِ سرکوب طالبان از درد به خود میپیچند؛ اما توان بلند کردن صدای خود را ندارند.
راهی جز مبارزه نیست
همهی اینها برای من یک معنا دارد؛ مقاومت و گم نشدن در دل سختیها، رویگردانیها و بدروزیهای سرنوشت. راهی جز قوی شدن، مبارزه کردن و پایدار ایستادن نیست.
با فروپاشی نظام همهچیز خود را از دست دادیم و در یک شب، سقف بلند سرنوشت روی سر ما فروریخت. هر کسی به یک نحوی آسیب دیده است. اکنون ما هیچ راهی جز اینکه دوباره بلند شویم، نداریم. باید بایستیم و به هر شکل ممکن مبارزه کنیم. باید ققنوسوار از دل شعلههای درد و سرکوب، تبعید و مهاجرت پر کشید و جولان داد.
رحمتالله توکلی