زندگی با وجود محدودیت‌ها هنوز ادامه دارد

هر صبح که چشمان خود را باز می‌کنیم، به‌خوبی متوجه می‌شویم که هنوز فرصتی برای جبران اشتباهات‌ وجود دارد. نه این‌که از آن‌ها تجربه نگرفته باشیم، بلکه هر روز به ما یادآوری می‌شود که زندگی پلی بی‌پایان است؛ پلی که زمانش فقط نزد خداوند بزرگ معلوم است، نه نزد بنده‌ی او.

باید برای خود ثابت کرده باشیم که در زندگی چه هدفی داریم و چگونه برای رسیدن به آن تلاش کنیم. وقتی هدفم را به‌صورت پله‌پله می‌چینم، احساس می‌کنم به آن نزدیک‌تر شده‌ام؛ نه فقط برای رسیدن، بلکه برای این‌که بدانم در مسیر درست حرکت می‌کنم.

نکته‌ی مهم این است که اگر امروز ما تفاوتی با دیروز نداشته باشد، یعنی احساس ما نسبت به زندگی کاهش یافته است، به‌ویژه در شرایط کنونی. در شرایطی که گاهی نفس کشیدن هم مانند وقت تلف کردن به نظر می‌رسد، وقتی در آن حس پیشرفت نداشته باشی.

سال ۱۴۰۵ برایم درس‌های زیادی داشت. وقتی روز اول سال را با امید و حس حق‌خواهی آغاز کردم، تا امروز که نفس می‌کشم، همین را یک موفقیت بزرگ می‌دانم. در این سال که برخی آن را سال سختی‌ها می‌دانند، استادم گفت: «ان‌شاءالله این سال، سالی باشد که مثل اسب سرعت داشته باشید.»

من این جمله را با نگاه مثبت برای خودم و هم‌نسلانم تفسیر کردم. می‌گویند: «سالی که نیکوست، از بهارش پیداست» و برای من نیز چنین احساسی در آغاز سال شکل گرفت.

وقتی در روزهای نخست سال به برگ‌های تازه‌ی درختان نگاه می‌کردم، به یاد آوردم که در حالی‌که برخی دختران و پسران با شور و شوق به سوی مکتب می‌روند، در گوشه‌ای از کشور ما هنوز صدای تفنگ شنیده می‌شود. به‌ویژه در روزها و شب‌های عید، خانه‌هایی هستند که با چشمان اشک‌بار به خواب می‌روند و امیدی برای فردا ندارند.

یکی یتیم است، یکی بی‌فرزند، یکی بی‌خانه، یکی عضوی از بدنش را از دست داده….

وقتی به صفحه‌های مجازی نگاه می‌کنم، چشمانم پر از اشک می‌شود و با خود می‌گویم: ما لباس نو به تن داریم، اما هم‌وطن ما هنوز بی‌سرنوشت است.

با این‌همه، هنوز افرادی در جامعه هستند که با وجود سختی‌ها به زندگی ادامه می‌دهند؛ چون برای خود هدف دارند. آن‌ها در مسیرشان می‌دانند که مشکلات و شکست‌ها بسیار است؛ اما تسلیم دغدغه‌های زودگذر زندگی نمی‌شوند.

برای من، این یک چالش الهام‌بخش است. کمتر کسی را می‌توان یافت که بدون شکست به هدف رسیده باشد. خود من نیز برای رسیدن به استقلال، ناامیدی‌ها و حرف‌های زیادی را تجربه کرده‌ام.

من باور دارم که زندگی می‌تواند پایان زیبایی داشته باشد. اما اگر می‌خواهیم به آن پایان شیرین برسیم، باید از آرامش‌های زودگذر فاصله بگیریم. شنیده‌ام که می‌گویند: «انسان‌های موفق هیچ‌گاه در آسایش کامل نمی‌مانند». شاید همین تلاش مداوم است که آن‌ها را به هدف اصلی‌شان می‌رساند.

دیدگاه‌ها (0)

ارسال دیدگاه

10000