به مناسبت هشت مارچ؛ زن نبض زمین است

8مارچ، روز زن است و ما چهار سال است که از حقوق زن در کشورمان می‌نویسیم، اما پاسخی دریافت نکرده‌ایم و دوباره نادیده گرفته می‌شویم. ولی این ما را از راه‌مان منحرف نمی‌کند، چون ما نسل خورشید هستیم؛ آن‌قدر می‌سوزیم تا تمام جهان را روشن کنیم و بفهمانیم که جهان بدون زن به تاریکی محض فرو می‌رود و این زن است که به جهان زیبایی می‌بخشد. ما باور داریم که هر واژه‌ای که در دفاع از زن نوشته می‌شود، بذری است که روزی در خاک عدالت جوانه خواهد زد، حتی اگر امروز آن را نبینیم.

بلی، روز زن است؛ روزی مقدس که جهان به خود می‌بالد که در دلش زن زندگی می‌کند و به تک‌تک گوشه‌های جهان زیبایی می‌بخشد. گل‌های رنگی، آسمان که گاهی بارانی و گاهی برفی است، دشت‌های پهناور سرسبز، کوه‌های بلند فلکی، دریاهای شناور، رودهای روان، درختان سبز با میوه‌های شیرین، ستاره‌های شب با ماه کامل، شفق‌های رنگارنگ؛ همه از بزرگی و ظرافت زن سخن می‌گویند و با وجود او معنا گرفته‌اند. اگر زن نمی‌بود، چه کسی گل را نماد لطافت می‌دانست و آسمان پرستاره را به چشم امید می‌دید؟ بلی، همه از او معنا گرفته‌اند، زیرا او سرچشمه‌ی زندگی، مهر و پایداری است.

آنجا که خدا زن را آفرید، زن با دستان ظریف گل کاشت تا رنگ‌ها معنا بگیرند. به درختان آب داد تا سبز شوند، به رودها راه ساخت تا روان باشند، به شب‌ها نور شد تا تاریکی را روشن نگه دارد، آواز خواند تا پرنده‌ها هم بخوانند و صبح‌ها را زیبا سازند. او به همه‌چیز عشق ورزید و معنا داد. خداوند از زیبایی او الهام گرفت و آن‌چنان جهان را تزیین کرد که او بتواند بشکفد و شکوفا شود. زن مظهر صبر است؛ همان‌گونه که زمین بذر را در دل خود پنهان می‌کند تا روزی به درختی تنومند بدل شود، زن نیز رنج‌ها را در دل نگه می‌دارد تا از آن امید و آینده بسازد.

ولی این‌ها برای او افسانه‌ای بیش شده، چون مدت‌هاست که دیگر زن را نمی‌گذارند گل بکارد و مزرعه‌اش را به خرابه تبدیل کرده‌اند. او نمی‌تواند رودها را هدایت کند، چون دیگر رودی نمی‌بیند؛ بسیاری خشکیده‌اند. او نمی‌تواند آواز بخواند، چون صدایش را گرفته‌اند و تنها سلاحی که دارد همان نور وجود اوست. گاهی آن نور را نیز می‌خواهند خاموش کنند، اما حتی اگر شعله‌ای نحیف باقی بماند، همان شعله برای روشن نگه داشتن امید کافی است. او هنوز می‌سوزد، هنوز ایستاده است، زیرا باور دارد که تاریکی ماندگار نیست و سپیده‌دم هرچند دیر، اما خواهد رسید.

تا جایی که ما شاهد هستیم، هر روز زنان از جهان خود و از حق خود تبعید می‌شوند و مجبور می‌شوند بجنگند با کسانی که حق‌شان را گرفته‌اند. بسیاری از آنان از آموزش محروم می‌شوند، از کار بازداشته می‌شوند و از حضور در جامعه منع می‌گردند. اما این زن قوی‌تر از هر سنگی است که با کوچک‌ترین ضربه بشکند یا شکست را بپذیرد. او مادر زمین است؛ اگر کسی با قهر مادر طبیعت روبه‌رو شود، به خشک‌سالی دچار می‌شود و آن‌جاست که زمین دوباره نابود می‌شود. زن اگر شاد باشد، برکت در خانه و جامعه جاری می‌شود و اگر اندوهگین باشد، جهان نیز رنگ اندوه به خود می‌گیرد. او محور تعادل خانواده و جامعه است و نبودش خلایی ایجاد می‌کند که هیچ چیز آن را پر نمی‌کند.

زن‌های افغانستان، زنانی هستند که در میان جنگ بزرگ شدند، از خرابه‌ها آبادی ساختند و هنوز هم در راه حق و آزادی ایستاده‌اند. آنان درد را تجربه کرده‌اند، اما از دل همان درد قدرت آفریده‌اند. مادرانی که فرزندان‌شان را با امید بزرگ کردند، دخترانی که با وجود تمام محدودیت‌ها رؤیاهای بزرگ در سر دارند و زنانی که در سخت‌ترین شرایط دست از تلاش نکشیده‌اند؛ همه نماد استقامت‌اند. آنان نشان داده‌اند که حتی در تنگ‌ترین قفس‌ها نیز می‌توان رؤیای پرواز را زنده نگه داشت.

این وضعیت پابرجا نخواهد ماند. تاریخ گواه است که هیچ ظلمی همیشگی نبوده و هیچ صدایی برای همیشه خاموش نمانده است. زن به حق خود خواهد رسید، چون این جامعه از آنِ اوست و این کشور خانه اوست. هیچ‌کس نمی‌تواند در خانه و کاشانه‌اش او را برای همیشه تبعید کند. روزی خواهد آمد که دختران این سرزمین بی‌هراس درس بخوانند، کار کنند، بیندیشند و آینده خود را بسازند. روزی که زن نه برای بقا، بلکه برای شکوفایی زندگی کند.

به امید روزی که همه‌ی زنان سربلند افغانستان بتوانند جایگاه حقیقی و کامیابی خود را دوباره به دست آورند و در روشنایی عدالت نفس بکشند. ما به همه‌ی شما افتخار می‌کنیم که هنوز ادامه می‌دهید، هنوز امید دارید و دست از مبارزه با دشمن حق برنمی‌دارید. شما چراغ‌هایی هستید که حتی در تندترین بادها خاموش نمی‌شوید. روزتان مبارک، قامت‌تان استوار و دل‌های‌تان همیشه سبز باد.

دیدگاه‌ها (0)

ارسال دیدگاه

10000