شش سال پیش وقتی هر صبح با شوق و امید کیف مکتبم را بر شانه میگرفتم و به سوی صنف میرفتم، هیچگاه تصور نمیکردم روزی برسد که دروازههای مکتب به رویم بسته شود. آن روزها برایم ساده اما زیباترین روزهای زندگی بود. با هر کتابی که باز میکردم، با هر درسی که میخواندم و با […]
Read More