من از روزی مینویسم که اشکهای یک مادر قلبم را در خون غوطهور کرد. سخنان دردناک و اندوهبارش تمام دنیا را برایم تنگ و تار کرد. من نیز این درد و پریشانیها را بر شانههای قلمم مینهم. میگویند مادر بودن یعنی رنج و دلواپسی داشتن، یعنی شبهای سیاه و موهایی که تار به تار سفید […]
Read More