به مناسبت هشت مارچ؛ زن نبض زمین است

8مارچ، روز زن است و ما چهار سال است که از حقوق زن در کشورمان می‌نویسیم، اما پاسخی دریافت نکرده‌ایم و دوباره نادیده گرفته می‌شویم. ولی این ما را از راه‌مان منحرف نمی‌کند، چون ما نسل خورشید هستیم؛ آن‌قدر می‌سوزیم تا تمام جهان را روشن کنیم و بفهمانیم که جهان بدون زن به تاریکی محض […]

Read More

زن آگاه؛ آیینه‌ی قدرت و مهربانی

قهرمان داستان حماسی زندگی خودم هستم. از زمانی که به دنیا آمدم، همان لحظه‌ای که همه با صدایی پر از آه می‌گفتند: «دختر است.» و این جنسیت شد تمام نقطه‌ضعف من در جامعه‌ی مردسالاری که در آن زندگی می‌کردم. در جامعه‌ای که فقط آموختم چگونه سکوت کنم و خاموشانه تمام حسرت‌هایم را دفن کنم؛ جایی […]

Read More

بهانه‌جویی برای شکنجه و سرکوب مردم

امروز روی پشت‌بام با خواهرم نشسته بودیم و عادی قصه می‌کردیم که ناگهان صدای شلاق از بیرون حویلی بلند شد؛ صدایی خشک و تیز که پشت سر هم تکرار می‌شد. صدا آن‌قدر واضح بود که نمی‌شد نادیده گرفت. رفتیم لبه‌ی بام و به کوچه نگاه کردیم. دو طالب دو پسر جوان را گرفته بودند و […]

Read More

اعتماد (۷)؛ من و بلقیس ـ شهناز

در میان همه‌ی صورت‌هایی که اعتماد در زندگی انسانی پیدا می‌کند، شاید هیچ صورتی به اندازه‌ی اعتمادی که میان زن و شوهر شکل می‌گیرد، واقعی، انضمامی، روزمره و سرنوشت‌ساز نباشد. در این‌ رابطه، اعتماد فقط یک «فضیلت اخلاقی» یا یک «حالت روانی» نیست که آدم درباره‌ی آن حرف بزند؛ اعتماد، خودِ زندگی است. اعتماد در […]

Read More

هشت مارچ؛ جهان ما و جهان اول

ساعت ۱:۱۷ بامداد است. کابل در تاریکی شب فرو رفته‌است. خیابان‌ها آرام‌اند و سکوت سنگینی بر شهر سایه انداخته است. در گوشه‌ای از حومه‌ی شهر کابل، دختری به نام مهسا بیدار مانده است. او کنار پنجره نشسته و به تاریکی نگاه می‌کند. اشک‌هایش آرام و بی‌صدا روی گونه‌هایش می‌لغزد تا کسی در خانه صدای گریه‌اش […]

Read More