پرده را پس می‌زنم (۳۱)؛ قصه‌ی یک بحث سیاسی

بحث درباره‌ی آینده‌ی حکومت طالبان و سیاست‌های احتمالی دونالد ترامپ در قبال افغانستان، زاویه‌ی جالبی به بحث مهمانان ما علاوه کرد. بیژن، با استناد به تجربیات خبرنگاری خود از دوره‌ی اول ریاست جمهوری ترامپ، دو اقدام احتمالی را مطرح کرد که در حکومت وی شاهد آن خواهیم شد: اول، قطع کمک‌های مالی به طالبان و […]

Read More

پرده را پس می‌زنم (۳۰)؛ قصه‌ی مقاومت عاری از خشونت

بحثی که در رابطه با مقاومت در برابر طالبان جریان داشت، نشان می‌داد که این یک مسأله‌ی پیچیده است و راه‌حل ساده‌ای ندارد. هر رویکردی، چه مسلحانه و چه غیرمسلحانه، دارای مزایا و معایبی است که باید با دقت مورد بررسی قرار گیرد. من تا این زمان به این حد از پیچیدگی یک مسأله‌ی اجتماعی […]

Read More

پرده را پس می‌زنم (۲۹)؛ قصه‌ی مقاومت مسلحانه

حامد، با توجه به تجربه‌ای که از کار خود در مسایل امنیتی دارد، بحث را با سوال خود به یک زاویه‌ی دیگر رهنمایی کرد. او گفت: «من با توجه به تجربه‌ای که دارم و از مسایل نظامی و امنیتی چیزهایی را می‌دانم، نظرم با شما متفاوت است. فکر می‌کنم امکان ندارد که طالبان بدون زور […]

Read More

پرده را پس می‌زنم (۲۸)؛ قصه‌ی طالبان

اشتراک در یک بحث سیاسی برای من تجربه‌ای کاملاً جدید بود. حس می‌کردم همه‌ی حرف‌هایی که می‌شنوم مانند درس‌های جدیدی است که باید با دقت مرور کنم تا آن‌ها را درک کنم. تا پیش از این، تمام آموزش و آگاهی‌ام را صرفاً در کتاب‌های ادبیات جست‌وجو می‌کردم و بر این باور بودم که اگر بتوانم […]

Read More

پرده را پس می‌زنم (۲۷)؛ قصه‌ی یک مهمانی

دیروز حوالی ساعت دو بجه‌ی بعد از ظهر، پدرم به خانه آمد و به مادرم گفت که امشب سه نفر از دوستانش برای دیدن ما می‌آیند. او گفت که یکی از دوستانش در وزارت داخله‌ی نظام جمهوریت کارمند بوده، دومی در موسسه‌ی «جی‌تی‌زید» همکار او بوده و سومی در یکی از رسانه‌ها خبرنگار بوده‌است. پدرم […]

Read More