روایت‌ شفاهی: رد پای تاریخ| میرشکی کوفی و ارتباطش با حزب وحدت

روایت (۱) اشاره: این روایت را یکی از اعضای تیم امنیتی و کشفی حزب وحدت ارسال کرده، اما به لحاظ موقعیت و نگرانی‌های امنیتی خود و اعضای خانواده‌اش، تقاضا کرده است که از افشای اسم و هویتش خودداری شود. قسمتی از روایت به صورت شفاهی و قسمتی به صورت دست‌نوشته در آرشیف شیشه میدیا محفوظ […]

Read More

روایت‌ شفاهی – رد پای تاریخ

مقدمه‌ای بر مجموعه‌ی روایت‌های تکمیلی وقتی نخستین گام‌های پروژه‌ی «روایت‌های شفاهی» را با قصه‌های شخصی افراد برداشتم، به این باور رسیده بودم که قصه‌های برگرفته از حافظه‌ی فردی، اگر درست شنیده و به‌درستی ثبت شوند، می‌توانند به بخش مهم و ارزشمندی از حافظه‌ی جمعی تبدیل گردند. انسان‌ها، هرچند گاه در حاشیه‌ی تاریخ ایستاده‌ باشند، اما […]

Read More

تلخی‌های زندگی، او را شکر ساخت 

این روایت، نمایی از زندگی زنی است که با ایمان، تلاش و استقامت توانسته تلخی‌ها را به شیرینی موفقیت تبدیل کند و الگویی برای همگان باشد. افرادی که توانسته‌اند خود واقعی‌شان را نمایان کنند، کم نیستند. یکی از این افراد، بانوی افغانستان‌زمین، داکتر شکردخت جعفری است. او با تلاش، شب‌زنده‌داری و اراده‌ی استوار به نماد […]

Read More

بازگشت اجباری از ایران؛ صدف و کابوس زندگی در سایه‌ی طالبان

از روزی که کشور به دست طالبان افتاد و زندگی مردم به‌طور سرسام‌آوری دیگرگون شد، تا زمان نوشتن این روایت، 1650 روز می‌گذرد. از آن روز تا کنون، مردم و به ویژه زنان افغانستان بیشتر از شمار روزهایی که گذشته است، رنج کشیده‌اند که هرگز با حساب ریاضی قابل شمارش نیست. فرار و مهاجرت یک […]

Read More

پرده را پس می‌زنم (۳۲)؛ قصه‌ی جنگ و جهاد پدرم

در شب‌های اخیر، در جریان گفت‌وگوهایی با پدرم، به گوشه‌ها و رازهای بیشتری از زندگی او پی بردم. می‌دانستم که پدربزرگم در جنگ‌های داخلی زخمی و سپس شهید شده است؛ اما بیشتر از آن هیچ اطلاعاتی درباره‌ی جنگ‌های داخلی و دلایل و عوامل آن نداشتم. نام‌هایی مانند مزاری، حزب وحدت، شورای نظار، مسعود، ربانی، گلبدین […]

Read More