اعتماد (۶)؛ مرگ «امام» – تولد فاصله

یکی از تجربه‌های حساس و تعیین‌کننده‌ای که در سال ۱۳۶۸ – هم در سطح «باور» و هم در سطح «سیاست» – توازن‌های ذهنیِ بسیاری از ما را جابه‌جا کرد، مرگ آیت‌الله روح‌الله خمینی بود؛ کسی که در ادبیات مذهبی و سیاسیِ آن دوران، با تعبیر شبه‌قدسیِ «امام» یاد می‌شد. این تعبیر «امام»، فقط یک لقب […]

Read More

دیدار با داکتر شکردخت جعفری: من هرگز بی‌انگیزه نشده‌ام

زندگی همچون یک سفر بی‌پایان است، پر از لحظات و داستان‌های پرفراز و نشیب که هر کدام از ما را به سوی هدفی خاص می‌کشاند. برخی از این داستان‌ها در دل تاریکی‌ها و سختی‌ها، روشنایی‌های تازه‌ای می‌سازند که نه تنها زندگی خود فرد را تغییر می‌دهند، بلکه می‌توانند نقطه‌ عطفی برای دیگران نیز باشند. یکی […]

Read More

دنیای من و دختران افغانستان

دنیای من، دنیای یک دختر در افغانستان است؛ دنیایی پر از تاریکی‌ها و روشنایی‌ها. در میان این دو، باید راه خودم را پیدا کنم. می‌خواهم از لحظات سخت، آرزوهایی که همیشه در دلم بوده و دشواری‌هایی که با آن‌ها مبارزه کرده‌ام بنویسم. به امید اینکه روزی به آن‌چه می‌خواهم برسم. وقتی کودک بودم و در […]

Read More

دنیای خونین؛ یادی از حادثه‌ی خونین مکتب سیدالشهدا

مکتب سیدالشهدا تا پیش از واقعه‌ی 18 ثور 1400، مکانی امنم برای آموزش دختران و پسرانی بود که در غرب کابل، بدون هیچ نگرانی، برای ساختن آینده‌ی خود تلاش می‌کردند. اما با حادثه‌ی خونینی که در آن مکتب اتفاق افتاد و جان صدها دختر دانش‌آموز را گرفت و شماری را هم زخمی ساخت، بعد از […]

Read More

دل‌تنگی‌های یک دختر برای پدرش

صبح زود از خواب بیدار شدم و با قلبی پر از محبت به سوی نماز رفتم. بعد از خواندن نماز، دوباره به رختخواب برگشتم و چشم‌هایم را بستم تا دوباره بخوابم. خوابم برد تا زمانی که احساس کردم از جایی پرت می‌شوم و با وحشت از خواب بیدار شدم. ساعت را نگاه کردم، 7 شده […]

Read More