امشب، در حلقهی گرم خانواده، شب یلدا را جشن گرفتیم. من، فاطمه و مادرم، طرحی پنهانی ریختیم تا همهی اعضای خانواده را با برنامهی ویژهای غافلگیر کنیم و از «قهرمان زندگی» خود تجلیل کنیم. بهتر است بگویم از «قهرمانان زندگی» خود. بزرگترین اتاق خانه را که گنجایش بیست تا سی نفر را داشت، برای این […]
Read More