بابه مزاری

رهبر شهید عبدالعلی مزاری در پنجم جوزای سال ۱۳۲۶ هجری خورشیدی در روستای نانوایی چهارکنت از توابع ولایت بلخ چشم به جهان گشود. پدرش حاجی خداداد زراعت‌پیشه و مالدار بود. خانواده‌ی حاجی خداداد اصلاً از سرخجوی ورس به ترکستان مهاجرت کرده بودند. در دورانی که عبدالعلی مزاری به دنیا آمد، خانواده‌اش مانند بسیاری دیگر، در […]

Read More

بابه مزاری؛ نماد فداکاری و شجاعت

بابه مزاری نه‌تنها یک شخصیت تاریخی، بلکه نمادی از فداکاری، شجاعت و ایستادگی در برابر ظلم و تبعیض است. او برای مردم هزاره و تمامی مردم افغانستان هم‌چون کوهی استوار و رودی جاری در دل مبارزات ملت بود. در روزگاری که بسیاری به دلیل ترس و فشار ظلم، سکوت را برگزیده بودند، او بی‌هراس ایستاد […]

Read More

با نوشتن نفس می‌کشم!

نوشتن برای من پناهگاهی امن در میان طوفان‌های زندگی است؛ جایی که واژه‌ها بدون هیچ محدودیتی، بی‌قید و بی‌پروا از صفحه‌ی ذهنم برمی‌خیزند و روی کاغذ جاری می‌شوند. نوشتن را برای خود به معنای تمرین آرامش تعبیر کرده‌ام؛ مانند شنیدن صدای باران در سکوت شب، یا صدای موج‌های دریا که به نرمی ساحل را نوازش […]

Read More

با گذشت یک سال، هنوز از عاقله خبری نیست

آفتاب امروز هم با مهربانی طلوع کرد و همه جا را روشن و گرم ساخت. گاهی بزرگی آفتاب مرا به فکر فرو می‌برد و با خود می‌گویم: چقدر دنیا زیبا می‌شد اگر همه‌ی انسان‌ها مثل آفتاب سودمند می‌بودند، اگر کسی به کسی ظلم نمی‌کرد، حق کسی را ضایع نمی‌کردیم و همه برای آبادانی و زیبایی […]

Read More

با قلم، خاطراتم را رنگ می‌کنم

گاهی به این فکر می‌کنم که چرا همیشه قلم را به دست می‌گیرم. شاید به این دلیل باشد که نوشتن برای من مثل نفس کشیدن است. زمانی که کلمات روی کاغذ می‌آیند، انگار باری از دوش روحم برداشته می‌شود و حس آرامش عمیقی تجربه می‌کنم. این قلم، به نوعی تبدیل به پناهگاهی برای من شده […]

Read More