دختر بودن قشنگ‌ترین درد دنیاست!

فرشته‌ای با بال‌های شکسته، موجودی قدرتمند و هدیه‌ای از سوی خدا به همه؛ معنای فردی مهربانی و اندوه‌انگیز، به نام دختر. موجوداتی که با هزاران چالش و مشکل روبه‌رو هستند اما از تلاش دست برنمی‌دارند: «دختر» به معنای مهربانی بی‌پایان. تو زیباترین موجود در جهان و بهترین هدیه از سوی خدا هستی. خداوند به تو […]

Read More

حسرت روزهای کودکی؛ خیلی زود بزرگ شدم

گاهی آن‌قدر درگیر زندگی و روزمرگی می‌شوم که گذر زمان را حس نمی‌کنم. وقتی در آیینه به خودم نگاه می‌کنم، با خود می‌گویم: «بهار، تو چقدر بزرگ شده‌ای! انگار همین چند روز قبل بود که اولین کلمه‌ات را بر زبان آوردی و اولین قدم‌هایت را برداشتی. انگار همین دیروز بود که دختر کوچک و شادی […]

Read More

با اتکا به خودم، گامی به سوی قدرتمند شدن برمی‌دارم

زندگی در افغانستان یعنی داشتن روزهایی مملو از مشکلات است. یک دختر در افغانستان باید از سنت و باورهای خود فراتر برود، گاهی مرز محدودیت‌های اقتصادی و اجتماعی را بشکند و زولانه‌های ناامیدی و اعتقادات پوچ و خرافی را از زندگی دور بسازد. در این کشور، هر روز با قلبی مملو از ایمان و اراده‌ی […]

Read More

او از ترس به خانه‌ی ما پناه برد…!

امروز صبح‌گاه، با شنیدن صدای اذان و پرندگان، بلند شدم و مثل همیشه به خواندن نماز و نشستن جلوی آیینه و شانه کردن موهای خرمایی‌ام پرداختم. با نگاه کردن به ساعت باید دقیقه‌ای بعد روانه‌ی راه شوم. در آموزشگاه چیزی مثل همیشه بود و بعد از دو ساعت درسی، همه عازم خانه‌های خود شدیم. در […]

Read More

سنش از من کم‌تر؛ اما سوادش از من بیش‌تر بود!

دست‌هایش را محکم در دستم گرفته بودم. اندکی ترس با اضطراب در وجودش یکجا شده بود و رنگ از رخسارش رفته بود. بهانه‌گیری می‌کرد و تلاش داشت از مکتب رفتن فرار کند. چند روز از آغاز سال گذشته بود و او هنوز پا به صنف درسی‌اش نگذاشته بود. نمی‌دانم در ذهنش چه می‌گذشت؟ از چه […]

Read More