آمدن طالبان، آمدن یک مَهِ سیاه در زندگی من

روزی که طالبان افغانستان را به دست گرفتند، من در راهِ مکتب بودم و از هیچ چیزی خبر نداشتم. من صنف هفتم مکتبِ «چهل‌دختران» واقع در دشتِ برچیِ کابل بودم. من و دوستانم مثل روزهای معمولی، با شوخی و خنده در راهِ مکتب بودیم و با هم صحبت‌های شیرینی درباره‌ی تجربیات و بازی‌های دیروز می‌کردیم. […]

Read More

مشکلات آموزش دختران افغانستان

آموزش یکی از حقوق بنیادی هر انسان است و این حق هیچ تفاوتی بین مرد و زن ندارد. اما در افغانستان، دختران با چالش‌ها و مشکلات فراوانی در مسیر تحصیل روبه‌رو هستند. مکتب و آموزشگاه برای بسیاری از دختران افغان چیزی بیشتر از یک مکان برای یادگیری است؛ برای بسیاری از آن‌ها، مکتب یک آرزو […]

Read More

کوچه‌های ناامنِ زندگی دختران افغانستان

امروز سومین روز است که از آن روز شوم می‌گذرد؛ اما آن لحظه هرگز از پیش چشمانم دور نمی‌شود. بیست‌وهفتم ماه می بود، من مثل هر روز بعد از پختن غذای چاشت و نماز خواندن آماده‌ی رفتن به کورس می‌شدم. آن روز هم آماده شده بودم و منتظر دوستم بودم تا او بیاید و با […]

Read More

نابودی رویاهای چندین‌ساله با گذشتن یک ثانیه

صبح بود. صبحی که با به یاد آوردنش لرزه بر تنم می‌افتد. صبحی که فکر می‌کردم مثل هر روز دیگر باشد، روز عادی و خوب. اما همه‌چیز در یک ثانیه تغییر کرد. در دل زمستان، طبیعت چهره‌ای سرد و خاموش به خود گرفته بود. درختان برهنه و خشک، آسمانی خاکستری و بادهایی که بی‌رحمانه بر […]

Read More

دست روی هارمونیه و کیبورد؛ موسیقی، آوای خاموش درون است

موسیقی نه تنها هنر، بلکه زبان پنهان درون ماست! هر روز کوشش بر این بود که فرصتی پیدا کرده وارد صنف موسیقی شوم. در نهایت همین چند هفته‌ی بود که فرصتی مهیا شده وارد صنف موسیقی شده‌ام. درون هر انسان جهانی نهفته است که با واژه‌ها نمی‌توان تمام رازهای آن را به بیرون انتقال داد؛ […]

Read More