«یک با یک مساوی نیست»

از صنف اول یاد گرفتیم که یک با یک برابر است. یاد گرفتیم صداقت و راستی همیشه پیروز اند. یاد گرفتیم انسان‌های بد، بالاخره به اشتباه خود پی می‌برند و از گناهی که کرده‌اند، شرم‌سار و خجالت‌زده می‌شوند و دیگر مرتکب آن نمی‌شوند. به‌قول «خسرو گلسرخی، شاعر ایرانی، در این زمینه شعر زیبایی دارد که […]

Read More

زن در واقعیت و زن در حال حاضر در افغانستان

سال‌ها پیش برای تجلیل از روز زن به قصر دارالامان رفتم. خاله‌ام برای گرفتن کت‌وشلوارش به خانه‌ی ما آمد و آماده‌ی رفتن به جایی خاص شد. از او پرسیدم: کجا می‌ری خاله جان؟ گفت: به قصر دارالامان. پرسیدم: بخاطر چی؟ گفت: بخاطر بزرگداشت از هشتم مارچ، روز زن. پرسیدم: چه‌قسمی؟ او از من پرسید: می‌خواهی […]

Read More

بامیان شهر آرزوها و رویاهایم

بامیان یکی از ولایت‌های تاریخی افغانستان است که در متن و بطنش هزاران قصه‌ی ناگفته و درد نهفته دارد. همان‌گونه که شاعر می‌گوید «یک جهان اعجاز دارد بامیان/سینه‌ی پر راز دارد بامیان» این شهر، شهرِ افسانه‌ها و اساطیر کهن است. زمانی که من ۶ساله بودم، در این شهر آمدم. درس و تعلیمم را شروع کردم. […]

Read More

کابل؛ شهری میان خاطره و مقاومت

من بعد از مدت‌ها، دوباره به کابل برگشتم. زندگی در این شهر را بسیار دوست دارم، اما تنها گاهی، آن هم برای مدتی کوتاه، توفیق دیدار دوباره‌اش را می‌یابم. کابل! شهری که در دل تاریخ و جغرافیا نهفته است. خیابان‌های پر پیچ‌وخم و کوچه‌های پُر از خاطره‌اش همیشه در ذهن هر کسی که آن را […]

Read More

بقچه‌ای از خاطرات ممنوعه؛ خاطره‌ای تلخ از یک واقعیت ناعادلانه

با صدای دلنشین مادرم چشمانم را باز کردم. نگاهی به اطراف انداختم و با صدایی خواب‌آلود پرسیدم: مادر جان، ساعت چند است؟ من هنوز خوابم می‌آید، وقتش نشده که بیدار شوم؟ مادرم با لحنی جدی اما مهربان گفت: خرس خانم! بیدار می‌شوی یا آب بیاورم؟ زود بلند شو، حالا ملا اذان می‌دهد، گرسنه می‌مانی! با […]

Read More