سگ‌ها عف می‌زنند…

از ۱۵ الی ۲۲ حمل ۱۳۷۰ با سه نفر از انگور اده در مرز پاكستان تا نزدیكی‌های بند سرده در غزنی همراه بودم. این سه نفر از اندر، یكی از ولسوالی‌های پشتون‌نشین ولایت غزنی بودند. در این جمع دو نفر از نفر سومی خود پرستاری می‌كردند. نفر سومی مدت‌هایی را با یك قوماندان مشهور جهادی […]

Read More

خر؛ بهترین الگوی رهبری

این یادداشت اولین‌بار در سال ۲۰۱۰ در شماره‌ی ششم هفته‌نامه‌ی قدرت که از کاندیداتوری انجنیر عباس نویان در دومین انتخابات پارلمانی حمایت می‌کرد، منتشر شد. وقتی یادداشت‌هایم را مرور می‌کردم، در صفحات مربوط به سال ۲۰۰۸ به این تکه برخوردم که برایم جالب بود. خواستم صورت بازنویسی‌شده‌ی این یادداشت را در سلسله‌ی یادداشت‌هایی که در […]

Read More

زن یا مرد، کدام یک خداگونه است؟

اشاره: با تکمیل هفت یادداشت از روزهای سقوط، به روال معمول یادداشت‌هایم در شیشه‌میدیا بر می‌گردم. این یادداشت‌ها نظم و ترتیب خاصی ندارند. هر کدام را که به نظرم جالب‌تر بود، گزینش می‌کنم و با بازنویسی و اصلاح این‌جا می‌گذارم. امیدوارم در لای سطور این یادداشت‌ها، هم قصه‌هایی از گذشته مرور شوند و هم نکته‌هایی […]

Read More

درس خواندن حماقت است!

استاد مهدوی، نگران صنف ششم الف بود. در چندین سالی که جایزه‌ی معلم برتر سال در معرفت اهدا می‌شد، استاد مهدوی در صدر جدول قرار داشت با امتیازاتی متفاوت و برجسته‌تر از همه‌ی معلمان. استادی منظم، دقیق، باسلیقه و باادب بود. خط خوشی داشت و کتابچه‌ی انضباطی و تخته‌ی صنف و تذکرهایش برای دانش‌آموزان پر […]

Read More

قافله بر نمی‌گردد؛ خر لنگ سر نمی‌شود!

عده‌ای از دانش‌آموزان، هر روز که به صنف وارد می‌شدند، کوشش می‌کردند خود را در عقب صنف نگه دارند و پیش روی صنف نیایند. حتی اگر راه شان از اول صنف بود، مستقیم می‌رفتند به ته صنف و در صف آخر می‌نشستند. در یکی از برنامه‌های درسی، خطاب به این دانش‌آموزان گفتم شما  یک دروغ […]

Read More