«مادر هسل»؛ تأملی بر یک تجربه، یک زندگی

هنگامی که نسخه‌ی دوبله‌ به فارسی سریال ترکی «مادر هسل» را تماشا می‌کردم، یاد تأثیر عمیقی افتادم که هنگام دیدن فیلم «هانگر گیمز» اولین بار تجربه کرده بودم. من معمولاً سریال‌ها را به فیلم‌ها ترجیح می‌دهم و «هانگر گیمز» نیز برایم بیشتر حس یک سریال طولانی را داشت. کتاب آن را قبل از تماشای فیلم […]

Read More

از سلطانی تا مروه: دو آیینه‌ در زمان، دو روایت از مبارزه

چشمان من دو پنجره‌ی شیشه‌ای دارد؛ یکی رو به دیروز، دیگری رو به فردا. در یک آیینه، صورت آفتاب‌سوخته‌ی جوانی از دره‌صوف می‌درخشد؛ شیخ سلطان سلطانی؛ جوانی که با تفنگ کهنه‌ای بر دوش، در سرمای کوهستان و در برف‌های زانوگیر راه می‌پیمود تا راکتی را از چارکنت به جبهه‌ی دره‌صوف برساند. قوای سنگین اتحاد شوروی […]

Read More

قصه‌ی شیخ علی‌اکبر نهضت؛ نجوایی از یک چاه خاموش، طنینی که هنوز در گوش تاریخ می‌پیچد!

وقتی حاجی سلطانی قصه‌ی شیخ علی‌اکبر نهضت را می‌گفت، حس کردم در برابر صحنه‌ای از یک فیلم وحشتناک ایستاده‌ام. فیلمی که بوی جنگ جهانی دوم می‌داد؛ با روایت‌هایی از هولوکاست، از چاه‌های مرگ، از بلدوزرهایی که گودال‌های دسته‌جمعی را پُر می‌کنند. اما نه در لهستان و آلمان، که در دره‌صوف؛ در میان کوه‌هایی که سکوت‌شان، […]

Read More

از پرونده‌های خاد…!

قصه‌های انجنیر واحد با نگاهی از درون دستگاه خاد به مناسبات قدرت در نظام سیاسی افغانستان قصه‌های انجنیر واحد، رئیس پیشین خاد ولایت غزنی، در سلسله‌ی روایت‌های شفاهی به پایان رسید. آخرین قسمت صحبت‌های ما غیر متعارف و صمیمانه شروع شد و با همان ساختار پیش رفت. قرار بود مثل تمام قصه‌های دیگر در یک […]

Read More

روزشمار حوادث در غرب کابل – قسمت نهم

برگرفته از دفتر خاطرات معلم عزیز رویش اشاره: این یادداشت‌ها برای اولین بار در سال ۱۳۷۴ به صورت پاورقی در نشریه‌ی «امروز ما»، ارگان نشراتی حزب وحدت اسلامی در پشاور منتشر شد. در آن یادداشت‌ها، به مقتضای فضا و شرایطی که پیش آمده بود، عنوان «استاد مزاری» را به «رهبر شهید» تغییر داده بودیم. در […]

Read More