ریاضی‌دان ده‌ساله؛ اگنیس دنبال رویاهای بزرگش می‌رود

در 20 دسامبر ۲۰۲۴ با آشنا شدم. اگنیس، دختر ده ساله‌ی هزاره است که در «پیشوای» ایران به دنیا آمده است. پدرش نیز زاده‌ی ایران است. خانواده‌ی اگنیس در اوایل جنگ‌های شوروی برای جست‌وجوی زندگی بهتر و به امید در امان ماندن از خشونت‌ها و تاریکی‌ جنگ، افغانستان را ترک کردند. در این گزارش داستان […]

Read More

درد روزهای غریبی؛ مهاجرت تنها عبور از مرز نیست

بار اول که دیدمش، با چشمان شفاف و عسلی، زیبا؛ اما پرده‌دار رازی که در عمق‌ چشمانش می‌لرزید. دوست داشت بخندد، اما با لبخندهای، نرم و بی‌صدا، فقط روی دردهای پنهانی‌اش کشیده بود. کافی بود چند کلمه بگوید تا از میان آن چشمانِ سپید و عسلی، شبنمی از اشک بلغزد و بر گونه‌هایش جاری شود. […]

Read More

بیل و کلنگ و پای لنگ؛ نگاه ابزاری به مهاجر در ایران

پاهایش درد می‌کند و لنگ لنگان سر کار می‌رود. انگشتان هر دو دستش کج شده است. به دستانش که نگاه کنی به درخت خشکی می‌ماند که شاخه‌هایش را باد زده و به هر طرف خم شده است. با این حال هنوز هم کار می‌کند. بیل می‌زند و کلنگ می‌گیرد تا کار کند و برای فرزندانش […]

Read More

بی‌کاری در بازار، گرسنگی در خانه و صف‌های طولانی گرسنگان در نانوایی‌ها

وضعیت زندگی مردم در افغانستان بیش‌تر از پیش بحرانی‌تر شده و مردم از محدودیت‌های طالبان، از شدت فقر و بی‌کاری، ناامنی، فشار سنگین روانی و آینده‌ی مبهم رنج می‌برند. پس از تعلیق کمک‌های امریکا ده‌ها مووسسه که در بخش‌های مختلف فعالیت می‌کردند به یک‌بارگی فعالیت خود را متوقف کردند و کارمندان خود را به خانه […]

Read More

ابر‌های تیره‌ی ممنوعیت؛ مهتاب و دو رشته‌ی نیمه‌تمام

فقط یک هفته مانده بود که مهتاب 23ساله، تحصیلش در رشته‌ی قابلگی را به پایان برساند و سند فراغت بگیرد. او که از سر ناگزیری و به گفته‌ی خودش «به رسم مبارزه و تسلیم‌نشدن»، دو سال پیش تصمیم گرفت که به جای نشستن در خانه «قابلگی» بخواند، یک بار دیگر با ممنوعیت از سوی طالبان […]

Read More