رویا پس از سه‌سال به دیدن مکتبش در جبرییل هرات رفته‌است

«پس از سه سال، به مکتبم رفتم؛ مکتب دختران جبرییل در هرات. در این مکتب پیش از آمدن طالبان هزاران دانش‌آموز دختر در آن درس می‌خواندند. این مکتب از مکتب‌های پیشتاز در معارف افغانستان پیش از طالبان بود. در مسیر… بیشتر

زندگی مریم هزاره در ایران؛ از کوره‌‌های خشت‌پزی تا کارگاه‌های خیاطی

مریم هزاره ازسه دهه زندگی در ایران که همیشه برایش سخت گذشته است با ناراحتی یاد می‌کند. پدرش فکر می‌کرد که با آمدن به ایران زندگی بهتری خواهند شد. او در ایران یک روز هم بچگی نکرد و هیچ نفهمید… بیشتر

روایت نیم‌قرن آوارگی؛ مهاجر، در ایران همیشه مهاجر است  

اشاره: ما پس از این تلاش داریم تا روایت مهاجران از زندگی در ایران را جمع‌آوری و نشر کنیم. اینک این بخش به عنوان مقدمه‌ی این سلسله گزارش‌ها و روایت‌های بعدی تقدیم مخاطبان می‌شود. مهاجرت و حضور افغانستانی‌ها در ایران… بیشتر

فرار از زنجیر؛ سقوط در بی‌هویتی

من علی رادمهر هستم. کارم خبرنگاری است و برای هفت سال گذشته هر روزم را با صدای کلمات، حقایق و خبرها سر کردم. در رسانه‌هایی مانند نگاه، نیم‌رخ، پیرژن سیتی، و خبرگزاری صدای شهروند کار کردم تا صداهای خاموش‌ را… بیشتر

روایت تمنا؛ از ظلم طالبان بر هزاره‌های اسماعیلی تا چالش‌های مهاجرت

تمنا محمدی یکی از دختران مهاجر هزاره‌های اسماعیلی است که پس از سقوط دولت جمهوری و حاکمیت طالبان در افغانستان، مجبور به ترک افغانستان و مهاجرت شد تا به آرزوهای خود دست یابد. تمنا در سال 2004 میلادی در کابل… بیشتر