شادی و خاطره‌ی عید؛ اما در سایه‌ی ناامنی و فقر

در حالی از عید استقبال می‌کنیم که در کنار مشکلات اقتصادی، وضعیت امنیتی کشور ما هم بدتر شده است. اما بازهم از شور و شوق ما نسبت به عید کاسته نشده است. این عید فرصتی است که همه‌ی مردم، در میان دغدغه‌ها، اندکی شاد باشند. بخشش و سخاوت زیبای افغانستان که در عید نمایش داده می‌‎شود، خیلی زیبا و دیدنی است. در صبحگاه، عده‌ی کثیری از مردم به مساجد حضور پیدا می‌کنند و نماز عید را به‌جا می‌آورند و با دعای زیبا، نماز عید را به پایان می‌رسانند. همه با همدیگر عید را تبریک می‌گویند.

مردم افغانستان اشتیاق خاصی برای عید دارند. حتی آنانی که در دیار غربت زندگی می‌کنند و مهاجر در کشورهای ایران و پاکستان هستند و یا هم خوشبختانه در کشورهای پیشرفته – که بیشتر در استرالیا، آلمان و کانادا می‌باشند – و دیگر ممالک دنیا زندگی می‌کنند، عیدی خاطره‌انگیزی را آرزومندم! چون عید بهانه‌ای برای شاد بودن و داشتن لحظاتی به‌یادماندنی می‌باشد. برای ما، عید -چه در داخل و چه در خارج از کشور- یادآور می‌شود که در بین تمام چالش‌ها باید برای همدیگر وقت داشته باشیم و لبخندهای مسحورکننده‌ای بر لبان عزیزان‌ خود بیافرینیم.

یکی از زیباترین رسم و رواج‌های افغانستان، تجلیل پرشور و هیجان از عید می‌باشد؛ که این اشتیاق را می‌توان از چشمان کودکان، آمادگی گرفتن برای عید در خانواده‌ها و شلوغی در بازار نیز مشاهده کرد. جشن بزرگی در سراسر افغانستان برپا می‌شود که حتی چنین شور، شوق و استقبالی را در دیگر ممالک اسلامی نمی‌بینیم. گردهمایی، میله و رفتن به مساجد برای ادای نماز عید، با شکوه فراوان انجام می‌شود. زیباترین بخش اینجاست که مردم ما با شکم گرسنه، در سایه‌ی فقر، زیباترین خاطرات و لحظات را می‌سازند. لازم نیست برای خوشحال کردن خود و خانواده‌های خود، مصارف هنگفتی داشته باشیم؛ گاهی گرفتن یک عکس فامیلی برای ساختن خاطره کافی است.

در عید، بازار و سرک‌ها خیلی گیروبار می‌شوند. من در کابل زندگی می‌کنم و احساس می‌کنم که کابل در این روز لبخند زیبایی را به مردمش هدیه می‌دهد. طبق رسم و رواج، همه به خانه‌ی خویشاوندان و دوستان خود می‌روند و با آغوش گرم از همدیگر استقبال می‌کنند.

دختران افغانستان با لباس‌های مخصوص، گوشواره، ماتیکه یا سلسله و گردنبند نقره، خود را زینت می‌دهند. در شب عید گردهم جمع می‌شوند و به دست‌های سفیدشان حنا نقش می‌بندند.

رخت‌هایی که در این سال‌های اخیر رواج شده‌اند عبارت‌اند از: کریب ناز، رخت خال، پک قیچی، گل‌نگار، رخت دستمال، بخمل، خال صنم، نغمه یا شال… لباس‌های زیبای کمرچنده یا لباس وطنی می‌دوزند.

پسران لباس‌های افغانی را در رنگ‌های مختلف می‌پوشند و با شور و هیجان به خانه‌های دوستان‌شان می‌روند. غذاهایی که بیشتر در عیدها پخته می‌شوند عبارت‌اند از: قورمه‌پلو، آشک، بولانی، شوروا، کله‌پاچه، چلو، چاینکی و حلوای سرخ… اما عده‌ی کثیری از مردم با غذاهای ساده‌ی خود و با قلب مملو از عشق و مهربانی از عزیزان‌شان پذیرایی می‌کنند.

طبق رواج، مردم سفره‌ی عیدی را پهن می‌کنند و آن را با میوه‌های خشک از قبیل چهارمغز، پسته، کشمش، نخود و بادام مزین می‌سازند و برای مهمانان چای سبز و سیاه با کلوچه آماده می‌کنند. هرچند در این سال‌ها فقر باعث کم‌رنگ شدن سفره‌ی رنگین عیدی شده است و خانواده‌های کم‌درآمد و فقیر نمی‌توانند سفره‌ای پر و مملو از میوه‌های خشک داشته باشند، اما هرگز از شوق و شور در تجلیل از عید کاسته نشده است.

عید بهانه‌ای برای یادآوری از فقرا، لبخند آوردن به لبان عزیزان و ساختن خاطره‌ای به‌یادماندنی همراه فامیل و دوستان است.

در عید، مردم کدورت‌ها و دلتنگی‌ها را کنار می‌گذارند و به خانه‌های یکدیگر می‌روند. گویی عاملی برای وحدت بی‌بدیل مسلمانان است و یادآوری می‌کند که باور و دین مشترک همچون زنجیری ناگسستنی عمل می‌کند.

عید فرصتی برای تقویت بخشش و آزمونی برای بندگی و انسانیت است.

در اخیر، با قلبی مملو از عشق، عید زیبایی را برای مردم خود آرزومندم! امیدوارم خاطره‌های به‌یادماندنی برای خود بسازید، زیباترین لبخندها را بر لبان‌تان داشته باشید و به بهانه‌ی عید، غم و مشکلات را – اگر برای چند روز- به دست فراموشی بسپارید. به‌جای آن، شادی و خوشی‌های زندگی را جایگزین کنید. محکم‌تر از قبل عزیزان‌تان را در آغوش بگیرید و با صدایی بلندتر، خداوند را برای داشته‌های‌تان سپاس‌گزاری کنید. با قلبی پر از مهر، این جمله را به دوستان، خویشاوندان و خانواده‌ی خود بگویید: عیدتان مبارک باد!

دیدگاه‌ها (0)

ارسال دیدگاه

10000