«روشنایی خاکستر» در دورافتادهترین گوشهی این شهر، در قریهای کوچک، زنی زندگی میکند که معنای فرشته بودن،… فوریه 24, 2026 83
از قصههای مادر تا قولهای دختر ساعت ۱۱:۳۰ شب بود. بعد از نوشتن کارخانگی، که البته بیشتر وقتش را صرف فکر… فوریه 24, 2026 84
روزهای ساده، درسهای بزرگ در یک اتاق، پنج نفر هستیم و سکوت کامل بر فضای اتاق حاکم است. هر… فوریه 24, 2026 71
میخواهم زیر نور ماه قدم بزنم هوا مثل هر روز زمستانی سرد بود؛ اما من نمیتوانستم سردی را حس کنم. با… فوریه 24, 2026 65
میخواهم دختر بودنم جرم نه، افتخار باشد وقتی چشم به این دنیا گشودم، نامم را با لبخند بر زبان آوردند؛ اما در… فوریه 24, 2026 71
آرزویی که به حقیقت پیوست سالها پیش، در یکی از روزهای آرام و صمیمی، کنار مادرم نشسته بودم. حس آرامش… فوریه 24, 2026 161
نیمهی گمشدهی من امروز در کتاب «لطفاً گوسفند نباشید» جملهای زیبا خواندم که نوشته بود: «تمام ناتمام من!… فوریه 24, 2026 60
طالبان و سرنوشت سیاه گلنار زمستان سرد و خشن از راه رسیده بود. رویاهای گلنار، دختر زحمتکش و تنها امید… فوریه 24, 2026 60
این آغاز جوانهزدن ماست با چشمهایی که خواب هنوز مجوز باز شدنشان را صادر نکرده بود، بیدار شدم. بیدار… فوریه 24, 2026 116
یک زن رنجور و یک کودک بازیگوش و شاد زندگی من همچون آسمانی است که همیشه در تغییر است؛ گاهی پر از آفتاب و… فوریه 24, 2026 68
تو همان شعری هستی که تاریخ هنوز نخوانده است تو همان شعری هستی که تاریخ هنوز نخوانده است. این جمله را بارها و بارها… فوریه 24, 2026 69
پرچم ما دختران همیشه بالاست! این روزها اشکهایم چون چشمهای بهاری جاریاند؛ اما فقط خودم آنها را میبینم. مدت زیادیست… فوریه 24, 2026 63