رویایی که ناتمام گذاشتند در گوشهای از خانه، در کوچههای سرد و خاموش، که نزدیک به چهار سال است… فوریه 11, 2026 69
مسیری که در آن از دل ناامیدیها گذشتم شنیده بودم که نوشتن جادو میکند؛ نگرانیها را برطرف و انسان را به آرامش خاطر… فوریه 11, 2026 100
دختر، درد، خاموشی، تنهایی و رنج کلمهای که در ذهنم میچرخد و به من سکوت را میدهد، همین «دختر» بودن است.… فوریه 11, 2026 108
رویای یک لباس رنگی و واقعیت تلخ جامعه روزی با مادرم به بازار رفته بودیم. وقتی از کنار یک دکان لباسفروشی عبور میکردیم،… فوریه 11, 2026 120
دختر افغانستان؛ روایت خاموش قهرمانی وقتی حرف از دختر میشود، فکر میکنی همیشه روز این موجود زیبا و دوستداشتنی است؛… فوریه 11, 2026 76
من عاشق شده بودم…! بعضی عشقها فریاد نمیخواهند… کافیست در سکوت بسوزی و لبخند بزنی. فقط هیچ چیز در… فوریه 11, 2026 107
رویای سپیدِ ناتمام؛ روزی که همهچیز تمام شد من لیلا نوری هستم. در یکی از شهرهای افغانستان زندگی میکنم. وقتی کودک خُردسالی بودم،… فوریه 11, 2026 104
حس دختر بودن در شرایط طالبانی کشورم در روزهای سختی به سر میبرد، ذهنها آشفته و دلها لرزاناند. من، بهعنوان یک… فوریه 11, 2026 93
دختر؛ نمادی از مهربانی و شجاعت میخواهم بنویسم، از موجودی که مهربانی در وجودش نهادینه است، از کسی که لبخندش میتواند… فوریه 11, 2026 102
دخترم؛ اما هدیهام عروس شدن بود من و قلمم، باز هم مثل همیشه، تصمیم داریم به سفری دور و دراز برویم؛… فوریه 11, 2026 99
زمانی به نام من من در زمانِ بینام زندگی میکنم، در زمانی که نمیتوانم نامی برایش انتخاب کنم. در… فوریه 11, 2026 77
آخرین روز مکتب میخواهم از خاطرهای بنویسم که برایم همیشه تلخ و وحشتناک باقی ماندهاست و هرگز نمیتوانم… فوریه 11, 2026 190