تاریکیهای شب بهترین دوست من است من دختری بودم که از تاریکی بسیار میترسیدم، ولی حالا تاریکیهای شب بهترین دوست من… فوریه 11, 2026 113
میانِ «دیستوپیا» و «اوتوپیا»؛ روایتِ چهار سال مقاومت چهارسال از روزیکه قویتر حرکت میکنم و مستحکمتر قدم بر میدارم گذشتهاست. چهار سال است… فوریه 11, 2026 117
پروازهای خیال روزی از روزها کنار پنجره اتاقم نشسته بودم و به ساختمان زیبایی که روبهروی خانهمان… فوریه 11, 2026 92
از رویایم مینویسم همهچیز از لحظهای در کودکیام شروع شد، درست همان لحظهای که دور و اطرافم پر… فوریه 11, 2026 101
مرا بگذار تا آزاده باشم «مرا بگذار تا آزاده باشم، کمی با خاطرات دل آسوده باشم. مرا بگذار من نوجوانم،… فوریه 11, 2026 125
قصههای مادرم؛ از روزگارِ سخت تا روزهای پُرامید شَبهای خاموش کابل وقتهایی که بادی از شیشههای لرزان خانه صدا میکشید، مادرم پیشم مینشست… فوریه 11, 2026 254
خودم رفتم؛ اما قلمم هنوز فریاد میزند چهار سال گذشته است؛ چهار سال سکوت، چهار سال اشک، چهار سال انتظار. فریاد خاموش… فوریه 11, 2026 124
گشتهای خانهبهخانهی طالبان دیروز در مراسم شیرینیخوری بودیم که به یکی از زنان حاضر در جمع تلفن شد.… فوریه 11, 2026 188
باران از شادی خواهد بارید! قطرهی سرد باران مثل اشکی ناخواسته روی صورتم لغزید. چشمانم را باز کردم و آسمان… فوریه 11, 2026 135
تو میتوانی، حتی اگر نگویند! این بار خواستم از او روایت کنم؛ از زنی که انگار در میان تمام موجوداتی… فوریه 11, 2026 149
قهرمانان گمنام وطن روزی در یک فامیل فقیر، دختری به نام صابره به دنیا آمد. اما پدر صابره… فوریه 11, 2026 153
خون و خاک؛ افغانستان ملت تسخیرناپذیر شورویها با هزاران خواستهی شوم و افکار شیطانیشان به کشور ما داخل شدند. اندیشهی سرکوب… فوریه 11, 2026 108