کتاب مکتب و خاطرهی تلخ روزهای گذشته برای خرید کتاب به بازار رفته بودم. در حال جستوجو بودم که یک کتاب مکتب… مارس 16, 2026 31
گاهی باید کبریت گم شود…! دست خورشید را به دست آسمان داد. تارهای صوتی حنجرهی پرنده را تنظیم کرد و… مارس 16, 2026 27
کانکور برایم یک آرزو ماند… من دختری هستم که اگر طالبان با سرنوشت ما بازی نمیکرد، امسال باید امتحان کانکور… مارس 16, 2026 36
کابل؛ جایی که درد میبارد و امید میروید میخواهم از خاطرهی روزی بنویسم که چشمدیدهایم مرا از تغییر مثبت وضعیت کشورم ناامید کرد… مارس 16, 2026 51
قلبم؛ جاییکه پرچم سه رنگ کشورم در اهتزاز است امروز بازهم دلم هوای نقاشی کشیدن کرد. پنسلهای رنگه و ورقههای سفید در کنار دستانم… مارس 16, 2026 38
قصهی سمیه و بریدن از امید و آرزوهایش کابل، این شهر پرهیاهو، دیگر آن درخشندگی و زیبایی پیشین را ندارد. پس از قدرتگیری… مارس 16, 2026 42
قصهی یک دوستی ماندگارقصهی یک دوستی ماندگار با او درست هفت سال قبل آشنا شدم. صنف هفتم بودم و تازه واردِ کلاسشان.… مارس 16, 2026 42
قصههای نا تمام در دنیای خاموش با من ای آسمان گریه کن گل و لاله و ارغوان گریه کن صبحی بود… مارس 16, 2026 39
کودکی زیر برفهای کابل صدایی در گوشم میپیچید. احساس خستگی میکردم و چشمانم سنگین شده بود. نمیتوانستم از خواب… مارس 16, 2026 61
از خانه تا مکتب؛ مبارزه برای حقوق زنان از خواب بیدار شدم و چشمهایم را باز کردم. بعد از انجام برخی از کارهای… مارس 16, 2026 49