در دشتهای بیکران زندگی؛ فقط منم و خودم در سفری که آغازش را نمیدانستم و پایانش برایم مبهم بود، تنها چیزی که داشتم،… مارس 5, 2026 39
درس بزرگی از مورچهها…! من به عنوان یک دختر 16 ساله هدفم را مینویسم. میخواهم در دنیا به عنوان… مارس 5, 2026 57
ما دختریم؛ هدیهای از جنس مهربانی! درست سهسال قبل در همین روزها و هفتهها در صنف درسی و پهلوی دوستم مهدیه… مارس 5, 2026 39
در هوای عشق از نیمهی شعبان تا ولنتاین هوای سرد، آسمان آیینهمانند و نیلگون، خیابان شلوغ، چهرههایی با زیباترین لبخندها، لباسهای نو بر… مارس 5, 2026 51
در ناامیدی بسی امید است من از روزگاری سرد و سکوت مینویسم، از روزگاری که تقریبا همهچیز در حال فراموش… مارس 5, 2026 54
در میان ترس و امید صبح سهشنبه بود. از خواب بیدار شدم، نگاهی به ساعت انداختم، ۶ صبح بود. آرام… مارس 5, 2026 47
در روز عشق، دلم تنها برای تو میتپد، مادر! میگویند روز عشق، روزی است که دلها به هم نزدیکتر میشوند، روزی که عاشقان به… مارس 5, 2026 37
دریای درد، باران امید: روایت دختران سرزمینم در دشت وسیع و بیکران کشورم، زیر آسمان آبی و بیرحم، رویاهای دخترانهای میشکفند؛ رویاهایی… مارس 5, 2026 37
در جادههای بسته با رویاهای زنده همیشه اول صبح، روزهای زندگی من با یک جمله آغاز میشد: «الا دختر، ناوقت شده،… مارس 5, 2026 60
در این عید و در این بهار…! وقتی به بهار فکر میکنم، تنها گلها و درختانی که دوباره زنده میشوند به یادم… مارس 5, 2026 46
در آخرین روز مکتب امروز، آخرین روز امتحانات مکتب است و امتحان «تعلیمات مدنی» داریم. صبح با هزار نگرانی… مارس 5, 2026 50