نامهای به خدا کوچکتر که بودم، در روزهای سرد زمستان، از آنجایی که نوشتن را تازه یاد گرفته… مارس 16, 2026 102
ناامیدی و شروع دوباره سال ۲۰۲۴، اواخر ماه آگوست بود. روزهایی که حس میکردم دنیا بر سرم خراب شده… مارس 16, 2026 75
میخواهم از خودم بنویسم میخواهم از خودم بنویسم؛ از دختری که دلتنگ مکتب، قلم و کتابهایش است. دختری که… مارس 16, 2026 68
میافتیم؛ اما بر میخیزیم ثبت و بازنویسی قصههای مادرم به یک تمرین روزمرهام تبدیل شده است. با شنیدن و… مارس 16, 2026 76
موهایم را خودم شانه میزنم! بزرگ شدم و شادیهایم در کودکی جا ماندند؛ همانجا، لابهلای خندههای بیدلیل، میان کوچههای غرق… مارس 16, 2026 94
مهاجرت و خاطراتی که هرگز فراموش نمیشود وقتی جمهوریت در افغانستان سقوط کرد و من مجبور شدم به پاکستان مهاجر شوم، در… مارس 16, 2026 68
مهاجرت و امید مهاجرت تنها یک واژه نیست، بلکه دنیایی از احساسات، خاطرات و تغییرات است. مهاجرت یعنی… مارس 16, 2026 116
من یلدایم؛ درازترین شب سال من یلدایم. هجده سال سن دارم. اسمم یادآور درازترین شب سال است. امروز به یاد… مارس 16, 2026 85
من خودم برای خودم هستم روزها یکی پس از دیگری میگذرند؛ گاهی خوشایند و گاهی آنقدر سخت که نمیدانی چه… مارس 16, 2026 180
من یک «دختر» هستم من یک دختر هستم. این جمله سادهترین و درعینحال عمیقترین حقیقتی است که مرا شکل… مارس 16, 2026 86
دوباره، من و بهار…! در این کشور، صداها و تصویرهای زیادی است. صداهایی که ما با بعضیهای آن عادت… مارس 16, 2026 104
من فرهادام؛ درس، شیرین من است! قصهی لیلی مخوان و غصهی مجنون، عهد تو منسوخ کرد ذکر اوایل روزگار مختلف، انسانهای… مارس 16, 2026 82