در اوج نوشتههایم هر فرایندی اوج و درهای دارد. من نیز در اوج نوشتههایم این متن را دریافتم.… آوریل 27, 2026 96
خوابیدهای؟ یک روز معمولی مثل همهی روزهای دیگر؛ اما گویا امروز نباید معمولی میبود. با قدمهای… جولای 2, 2026 96
زمستان آمده است و من حوشحال نیستم زمستان از راه رسیده و برفهای سنگین، زمین را پوشانده؛ اما در دل من هنوز… مارس 12, 2026 96
عید قربان؛ روایتی از همدلی و بخشش در فرهنگ ما امروز فضا مملو از عطر و بوی خوش انتظار است. عید از راه رسید. روزی… می 27, 2026 96
تاریکیهای شب بهترین دوست من است من دختری بودم که از تاریکی بسیار میترسیدم، ولی حالا تاریکیهای شب بهترین دوست من… فوریه 11, 2026 96
زمستان، سپیدی و قصهای از امید صبح که از خواب بیدار شدم، اولین چیزی که توجه مرا جلب کرد، نوری بود… مارس 12, 2026 96
چرا آرزوهایم را ربودند؟ زندگی، مسیر پرپیچووخم و سنگلاخی است. گذر از آن دشوار است؛ اما حرکت به سوی… آگوست 12, 2026 96
«گلثوم» از خداوند مرگ میخواهد «او سیاسر امو نیلغه خوده چپ کو!» صدای مردی از حویلی همسایه به گوش میرسید.… مارس 16, 2026 96
نگاه پر از حسرت یک دختر شهرکی کوچک اما سرشار از مردمانی مهربان که برای بقای زندگیشان تلاش میکنند؛ تا روزهایی… فوریه 18, 2026 96
همدلی از همزبانی بهتر است گاهی انسانها جملات و کلماتی را میخوانند یا میشنوند که در همان لحظه، معنای عمیقشان… فوریه 16, 2026 96
پرده را پس میزنم (۱۶)؛ قصهی اشک مادرم بهار، از زمانی که در جلسات امپاورمنت شرکت میکردم، توجهم را به خود جلب کرد.… فوریه 19, 2026 96
جوانان هزاره؛ شکوفههای امیدِ کابل در قلب کابل، دخترانی حضور دارند که وجودشان لبریز از قدرت و انگیزه است. من… می 13, 2026 96