دوست دارم وقتی کتابهایم را باز میکنم، فقط در میان کلمات و واژگان کتاب باشم. نمیخواهم جای دیگری ذهنم را به سمت خودش بکشد. دوست دارم وقتی وارد حویلیِ مکتب میشوم، مثل همان سخن معروف که میگوید: «بارِ غم و اندوه و درگیریها را باید پشت در گذاشت و خودِ واقعیات باشی»، اینگونه باشم. دوست دارم وقتی وارد صنف شدم، فقط به صدای خنده و شوخیهای همصنفانم گوش بدهم. دوست دارم وقتی معلم حرف میزند، فقط صدای او در ذهنم باشد و نمیخواهم ذهنم به سوی حادثهی دیگری برود؛ فقط من باشم و این درس. دوست دارم کنار پنجرهی صنف بنشینم و به بیرون خیره شوم؛ به درختهای سیب که قد کشیدهاند و سیبهایش به سویم چشمک میزنند.
دوست دارم در صنف، خودِ واقعیام باشم. دوست دارم مثل یک دانشآموز، مثالها و تمرینهای درس را حل کنم. مثل یک دانشآموز ارزیابی شوم. مثل یک دانشآموز شوخی و خنده کنم. دوست دارم وقتی به صورت همصنفانم نگاه میکنم، فقط صورت آنها را ببینم و نمیخواهم یادِ دغدغهای از زندگیام به ذهنم بیاید و حواسم را پریشان کند.
دوست دارم وقتی دست همصنفانم را میگیرم، فقط گرمای دست آنها را حس کنم. دوست دارم آنها را در آغوش بگیرم و در آغوششان احساس راحتی و آرامش داشته باشم. حاضرم اگر برای یک بار هم که شده، تمام مشکلات و سختیهای زندگی را کنار بگذارم و یک روز کامل، فقط پیش دوستانم باشم؛ هیچ چیز دیگری نمیخواهم.
دوست دارم با آنها در طبیعت باشم و همه با هم آشپزی کنیم؛ آرد روی یکدیگر بریزیم، مدام یکدیگر را آزار بدهیم و صدای خندههای ما آهنگ طبیعت باشد، نه چیز دیگر. وقتی سفره را پهن کردیم، برای یکدیگر آب بریزیم و بشقابها را با هم شریک شویم؛ از یکدیگر تشکر کنیم و بگوییم دستت درد نکند. بعد از غذا، بگذاریم دوستان ما موهای ما را ببافند، با هم عکسهای یادگاری بگیریم و این حالِ خوش را در دفترچهی خاطرات ما ثبت کنیم.
آهنگ بگذاریم و با هم برقصیم و بخندیم؛ شاید از آن خندههایی که گوش آسمان را کر میکند! یک جمله را خیلی دوست دارم که واقعاً به دلم نشسته است و میگوید: «تمام تن ما زخمی بود، ولی وقتی با هم بودیم، زخمهای ما کمتر درد میکرد.» یعنی واقعاً میشود این حس قشنگ را با دوستانمان شریک شویم و مرهم زخمهای همدیگر باشیم؟
دوست برای آدم میتواند خیلی عزیز باشد؛ میتواند خیلی نزدیک و بیشتر از یک دوست باشد. دوست، معنیِ زندگیِ قشنگ، حالِ خوب، دلِ آرام و خندههای ساده را به آدم نشان میدهد. دوست میتواند مثل یک همراه با تو باشد و بدون هیچ قضاوتی، فقط در مسیر با تو گام بردارد و دلت به بودنِ او گرم باشد.
فقط اینکه یاد ما نرود دوستان ما را دوست بداریم، بابت بودنشان شکرگزار باشیم و قدر همدیگر را بدانیم.
دیدگاهها (0)
ارسال دیدگاه