تلاقی بهار و بندگی؛ روایتی از نوروز و عید روزه در فرهنگ ما

امروز فضا سرشار از عطر شادی است. طنین عید در هر جایی شنیده می‌‎شود؛ روزی که همیشه در قلب‌ مردم کشورم افغانستان، نمادی از خوشبختی، شادی، همبستگی، همدلی و رحمت بوده است. عید سعید فطر، پایان یک ماه عبادت و شکرگزاری است؛ روزی که با سپاس‌گزاری از نعمت‌های خداوند (ج) آغاز می‌شود و سراسر جهان […]

Read More

رویای پرواز در قفس بسته

امروز وقتی از سرک می‌گذشتم، همه جا پر بود از صدای خنده‌ی کودکانی که نتایج یک سال درس و تلاش‌شان را گرفته بودند. دختران و پسرانی که با ورقه‌های سفید در دست، شادمان به سوی خانه‌های‌شان می‌رفتند. چهره‌های‌شان پر از شوق بود، اما چیزی در میان این شلوغی کم بود؛ دخترانی مثل من. دخترانی که […]

Read More

نامه‌ای به آزادی‌خواهان جهان

سلام بر الهه‌ی نجات! من، دختر آزادی‌خواه، می‌خواهم نامه‌ای به آزادی‌خواهان جهان بنویسم. چرا ما اسیر نابرابری جنسیتی و خشونت هستیم؟ در یک خانواده‌ی فرهنگی بزرگ شدم و خشونت علیه زنان را ندیده بودم. اما مصداق کلمه‌ی «خشونت»، را در جامعه و میان مردم دیده‌ام که مرا سخت درگیر کرده است. داستان‌ها و سرگذشت‌های دختران […]

Read More

زندگی‌هایی که با تصمیم دیگران به پایان می‌رسد

صنف سوم بودم. در نیمه‌های سال بود که روزی دختری با چشمانی درشت و قامتی بلند وارد صنف شد. او نسبت به ما بزرگ‌تر بود. رفت و در یکی از چوکی‌های آخر صنف نشست. استاد از او پرسید: «دختر جان، نامت چیست و از کجا آمده‌ای؟» گفت: «نامم آرزو است و از ولایت دیگری آمده‌ام.» […]

Read More

رویای من؛ دختر بودن دیگر جرم نباشد

رویای من این است که روزی در افغانستان، «دختر بودن» دیگر جرم نباشد. در سرزمینی که هر گوشه‌اش خاطره‌ای از درد و رنج است، من رویاهایی دارم که شاید در نگاه اول ساده به نظر برسند؛ اما در دل این رویاهای کوچک، حقیقت بزرگی نهفته است؛ حقیقتی که برای ما دختران افغانستانی، نشانه‌ای از رهایی […]

Read More