سلام به آنکس که این نامه را میخواند و دریغها و رویاهای مرا میشنود. من سهیلا اکبری، دختر ۱۵ساله از کابل هستم. در روزگاری به دنیا آمدهام که هنوز آرزوها در دل جوانه میزنند؛ اما دیوارهایی بلند جلویشان را میگیرند. از کودکی رویایم نویسندگی بود؛ اینکه قلمم روزی پژواک امید و افتخار برای خانواده و […]
Read More