آرزوهای درخشان در دل تاریکی

در دل کوه‌های بلند و آسمان آبی و پرستاره‌ی افغانستان، دخترانی زندگی می‌کنند که در یکی از سخت‌ترین شرایط تاریخی خود به سر می‌برند. رویاهایی که روزی مانند ستاره‌ها درخشیدند، حالا در سایه‌ی ترس و محدودیت‌ها کم‌رنگ شده‌اند. دخترانی که با دلی پر از آرزو به مکتب می‌رفتند، اکنون در برابر دیوارهای بسته و دروازه‌های […]

Read More

وقتی دروازه‌ها بسته شدند، اراده‌ام آزاد شد

روزی که دروازه‌های مکاتب بسته شد، تمام رویاهایم فرو ریخت. هنوز خیلی واضح به یاد دارم. آن صبح با شور و شوق همیشگی یونیفورم مکتبم را پوشیدم، کتاب‌هایم را در کیفم گذاشتم و با دوستانم به سوی مکتب راه افتادیم؛ اما وقتی به دروازه‌ی مکتب رسیدیم، همه‌چیز تغییر کرد. جمعیتی از شاگردان و معلمان با […]

Read More

25 نوامبر؛ فرصتی برای محو خشونت علیه زنان

۲۵ نوامبر، روز مبارزه با خشونت علیه زنان، روزی است که به صدای زنانی اختصاص داده شده که در تاریکی و سکوت درد می‌کشند. این روز برای یادآوری آن است که زنان، مادران، خواهران و دختران در سراسر جهان که از خشونت رنج می‌برند، باید دیده و صدای‌شان شنیده شود. این روز تنها یک تاریخ […]

Read More

از زندان سکوت تا رویای آزادی

من دختری هستم که زیر حکومت طالبان زندگی می‌کنم و روزهای سختی را می‌گذرانم. چند سال پیش وقتی مکاتب  برای دختران بسته شد، دنیا برای من به یک زندان تبدیل شد. هر روز که از خواب بیدار می‌شوم، تنها صدای سکوت خانه را می‌شنوم و از خواب‌هایی که در آن‌ها رویای یادگیری و تحصیل دارم، […]

Read More

زخم‌های بی‌صدای دختران

دیدن آن صحنه مانند کابوسی بود که نمی‌توان از آن بیدار شد. طالبان روبه‌رویم ایستاده بودند و دختری بی‌پناه و ساکت، با چشمانی پر از ترس و وحشت به «رینجر» طالبان به زور بالا شد. در آن لحظه، زمان ایستاد و جهان به سکوتی مرگبار فرو رفت. نمی‌توانستم آن نگاه‌های ملتمس و بی‌پناه را از […]

Read More