همه با هم برابرند؛ اما بعضی‌ها برابرترند

این جمله از کتاب «قلعه حیوانات» حقیقت تلخ دنیای امروزی را نشان می‌دهد، به‌ویژه در افغانستان که این جمله معنای خاصی پیدا می‌کند؛ کشوری که در آن نیمی از جامعه از اساسی‌ترین حقوق‌شان محروم هستند. کشوری که مردمش با دیوارهای جنسیت، قوم، نژاد، زبان و امثال آن از هم جدا شده‌اند و به‌جای یک ملت […]

Read More

می‌دانم رویاهای فروخته‌شده، از کی‌ها بود!

در سرزمینی که در زیر آسمان آبی‌اش هزاران بغض است؛ بغضی از دلِ خاکستر آرزوها، از تهِ رویاهایی که فقط رویا ماندند. در گوشه‌ای از دنیا نفس می‌کشیم. زندگیِ را می‌کنیم که دیگران برای‌ فراهم کرده‌اند. ما با رویا بزرگ شدیم، یا بهتر بگویم همین رویا بود که ما را بزرگ کرد. چشم‌هایی که آینده […]

Read More

موفقیت‌های بزرگ از دستاوردهای کوچک آغاز می‌شود

در زندگی ما تجربه‌ها، رخدادها و حوادث گوناگونی وجود دارد. هر روز که می‌گذرد، صفحه‌ای تازه از زندگی را ورق می‌زنیم. در میان این تجربه‌ها و رخدادهایی که پشت سر می‌گذاریم، درس‌ها، شکست‌ها و موفقیت‌های زیادی رقم می‌خورد و ما از تک‌تک آن‌ها چیزهایی می‌آموزیم. مهم نیست این تجربه‌ها کوچک باشند یا بزرگ؛ همه آن‌ها […]

Read More

ما حرفی برای گفتن و رویایی برای زندگی کردن داریم

شاید با هر بار به زبان آوردن این موضوع که محدودیت‌ها زنجیری شده‌ در رگ‌های دختران این سرزمین، قلب ‌ما اجازه ندهد حس خوشحالی و آزادی داشته باشیم. این وضعیت باعث شده است که بر زبان ‌ما سکوت تحمیل شود. احساس سرکوب‌شده‌ای، رویای دانشگاه رفتن را یادآور می‌شود. ما دختران در افغانستان در این روزها […]

Read More

چشم‌دیدهای خدیجه از رفتار محتسبان طالبان با زنان در هرات

«در این‌جا بحث تنها امر به معروف و نهی از منکر نیست. این را مردم به خوبی می‌دانند که چطور طبق دستور شریعت و سنت رفتار کنند، محتسبان امر به معروف طالبان و نیروهای نظامی این گروه به زنان و دختران در جبرییل هرات، بی‌احترامی و توهین می‌کنند. محتسبان با چپن سفید، لنگی سیاه، ریش […]

Read More