باران در حال باریدن بود و من نیز عجله داشتم. باید جریدهای را که در یکی از مطبعههای شهر کابل سفارش داده بودم، تحویل میگرفتم. آن را در یکی از برنامههای فرهنگی لازم داشتم. از موتر پیاده شدم و تندتند قدم برمیداشتم. دختری ریزبین نبودم، اما سریعاً متوجه یک کمبود عمیق شدم. به اطرافم خوب […]
Read More