زمستان؛ جشن عشق و امید

شادی و خوشی سال نو، که همیشه در اوج سرمای زمستان پدیدار می‌شود، به ما یادآوری می‌کند که حتی در سخت‌ترین روزهای زندگی، می‌توان با امید به فردای بهتر، با شادی بیشتری زندگی کرد. این حقیقت در دل‌های ما ریشه دوانده است و هر سال با فرا رسیدن جشن سال نو، دوباره درخشان‌تر می‌شود. جشن […]

Read More

جشن رونمایی کتابم؛ شیرینی که به کام‌ام تلخ کرده بودند

تیک تاک ساعت به گوشم می‌رسید، انگار ساعت هم بیدار بود و برایم بازگو می‌کرد که باید بخوابم، ولی چگونه می‌توانستم چشمانم را ببندم و بخوابم؟ با خود می‌گفتم او گذشته است، باید راحت بخوابی چون فردا برنامه‌ی مهمی داری. با این تفکرات و دلداری به خودم خوابیدم؛ اما انگار نمی‌خواستند که بخوابم، هر لحظه […]

Read More

روزی که «جایزه‌ی صلح ویلسون هینکس 2024» را دریافت کردم

امروز، شانزدهم جنوری 2025، روزی است که تا ابد در خاطرم خواهد ماند؛ روزی که احساسات عمیق افتخار، امید و قدردانی را با تمام وجود تجربه کردم. روزی که با طلوع آفتاب آغاز شد؛ اما در پایان، ستاره‌ی روشن‌تر از همیشه در مسیر زندگی‌ام درخشید. در این روز، به‌صورت رسمی جایزه‌ی ارزشمند و بین‌المللی «ویلسون […]

Read More

تولد هفده سالگی: درس‌هایی از زندگی

امروز روز خاصی در زندگی من است. روزی که یک سال از زندگی‌ام، با تمام قشنگی‌ها و سختی‌هایش، گذشته است. حس عجیبی دارم، ترکیبی از خوشحالی وصف‌ناپذیر و اندکی غم که با هم مخلوط شده‌اند؛ اما این ترکیب، قشنگ است. امروز برخلاف همیشه، زودتر از صبح‌های دیگر، ساعت سه و نیم صبح از خواب بیدار […]

Read More

تو می‌توانی…!

برخیز هنوز هم راهی برای ادامه دادن هست، راهی که هم‌نسلانت را اجازه ندادند ادامه بدهند، تو ادامه بده و تا آخر این راه را دنبال کن! هم‌نسلانت را زجرکُش کردند و مظلومانه به شهادت رساندند؛ اما تو نگذار رویاهای‌شان زیر خروارهای خاک بپوسد. تو باید کسی باشی که رویاهای‌شان را پرورش می‌دهی و تلاش […]

Read More