تحریفات در واقعه‌ی تاریخی عاشورا و وظیفه‌ی ما

این وظیفه را می‌توان در دو بخش مطرح کرد: وظیفه‌ی علما و وظیفه‌ی مردم (توده)، یا به زبان مردم این عصر، رسالت خواص و رسالت عوام. معمولاً علما، انحرافات را به گردن مردم می‌اندازند و آن را نتیجه‌ی جهل و ناآگاهی عوام می‌دانند و در مقابل، مردم نیز علما را مقصر می‌دانند که روشنگری نمی‌کنند. […]

Read More

تاریکی شب و فردای امید

این داستان دختری است که با وجود مشکلات و چالش‌های زندگی، توانست به جایگاهی که لیاقت آن را داشت، برسد. نام این دختر زیبا صبریه بود. او با پشت سر گذاشتن مشکلات، موفق شد به آرزوهایش دست یابد. با صدای اذان صبح از خواب بیدار شدم. دیگران همه هنوز در خواب شیرین بودند. بلند شدم […]

Read More

تا وقتی هستیم قدر هم‌دیگر را بدانیم

جمله‌ای است که می‌گویند وقتی یک دخترک نمی‌داند چرا آن را گفته است. شاید منظورش این باشد که کسی توجهش را جلب کند، به او محبت بورزد، چیزی بیاموزد، معنای بودن را برایش روشن کند و به هستی‌اش ارزش بدهد. فقط چند کلمه بگویید؛ کلماتی که زندگی و دنیای مرا معنا ببخشند. اگر من یا […]

Read More

پیش و پس از طالب؛ روایت دو نیمه‌ی زندگی ما

سالی که هرگز از یاد ما نخواهد رفت… نه برای جشن و پیروزی، نه برای لبخند و ترانه، بلکه برای بغضی که راه نفس‌ ما را بست، برای اشکی که از چشمان هزاران دختر خاموش فرو ریخت، برای اندوهی که همچون خاری در گلوی تاریخ گیر کرد و هنوز هم نفس زمان را زخمی می‌سازد. […]

Read More

رویایی که ذهنم را روشن؛ اما زندگی‌ام را خاکستری کرده‌است

گاهی که از رویاهای خود سخن می‌گوییم، مخصوصا رویاهایی که در خواب ما ظاهر شده‌، استاد ما با لحن طنزآمیز می‌گوید: دیگران در بیداری رویا می‌بینند و شما در خواب…. گاهی هم برای تحریک ما می‌گوید: «شتر در خواب بیند پنبه دانه، گَهی کپ‌کپ خورد، گه دانه دانه…» من اما، این یادداشت را می‌نویسم. نوشته‌ای […]

Read More