روز جمعه بود. روزی که معمولاً بیکارم و آرام و ساکت در خانه مینشینم؛ اما با آنهم برایم حال و هوای دیگری داشت. امتحان ماهوار ما برگزار شد. مثل همیشه، سالن کورس از تمام دانشآموزان کلستر پر شده بود. چیزی که امروز را متفاوت ساخته بود، صدای زیبای یکی از دانشآموزان بود. او از جایش […]
Read More